تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 1201

مساهمون:

ص١٢٠١
منبّه مىگفت كه از كتب خداى تعالى هفتاد و دو كتاب خواندم . نخست كتاب القدر را تصنيف كرد ولى از كارى كه كرده بود پشيمان گرديد . سفيان عيينه از عمرو بن دينار روايت مىكند كه در صنعاء به خانهء وهب بن منبّه رفتم . براى من از درخت گردويى كه در خانه‌اش بود گردو بياورد ، او را گفتم : كاش در قدر كتابى نمىنوشتى ، گفت خود نيز چنين مىخواهم . حماد بن سلمه گويد از ابى سنان شنيدم كه مىگفت وهب بن منبّه گفت : به قدر اعتقاد داشتم تا آنكه در هفتاد و چند كتاب از كتب پيامبران ديدم كه نوشته بود هركس چيزى از مشيّت را به خود نسبت دهد كافر شده . من نيز قول به قدر را رها كردم . نيز از آثار اوست : كتاب الملوك المتوّجة من حمير و اخبارهم . وهب بن منبّه قاضى صنعاء بود و در سال 114 وفات كرد . و بعضى گويند در سال 110 ، ولى اوّلى اشهر است . .

1197 - وهب بن وهب بن كثير [ 1 ]

قاضى ابو البخترى قرشى ، اسدى و مدنى . فقيه و اخبارى و نسب‌شناس بود . ولى در حديث متهم بود . مردى بخشنده و مورد ستايش بود . ستايش ديگران را دوست مىداشت . از هشام بن عروه و جعفر بن محمد و عبيد الله بن عمر روايت مىكند . ربيع بن ثعلب و مسيّب بن وضاح و رجاء بن سهل و جماعتى ديگر از او روايت مىكنند . در بغداد سكونت گزيد و امر قضاوت عسكر مهدى را بر عهده گرفت . سپس قاضى مدينه شد . امور جنگ و نماز مدينه با او بود . در بغداد در سال 200 وفات كرد . او راست : كتاب صفة النبى ( ص ) ، و كتاب فضائل الانصار ، و كتاب الفضائل الكبير ، و كتاب نسب ولد اسماعيل ، و كتاب طسم و جديس ، و كتاب الرايات .
هامش
[ 1 ] طبقات ابن سعد 7 : 337 ، نسب قريش : 222 ، الفهرست : 113 ، تاريخ بغداد 13 : 451 ، ابن خلكان 6 : 37 ، ميزان الاعتدال 4 : 353 ، لسان الميزان 6 : 231 ، مرآة الجنان 1 : 463 ، عبر الذهبى 1 : 334 ، الشذرات 1 : 360 .