1109 - محمد بن محمد بن عبد الجليل [ 1 ]
معروف به رشيد الدين وطواط . وى نسب به عمر بن خطاب مىرساند . اديب و شاعر و كاتب و از نوادر زمان و عجايب آن بود و يگانهء روزگار .
در نظم و نثر برترين مردم زمان خويش و داناترين آنان به دقايق كلام عرب و اسرار نحو و ادب بود . آوازهء علمش در جهان پيچيد و ذكر او در سراسر اقاليم بر سر زبانها افتاد .
او در يك زمان مىتوانست بيتى به عربى بگويد در بحرى و بيتى به فارسى در بحر ديگر و هر دو را با هم املا كند .
از آثار اوست حدائق السّحر فى دقائق الشعر به زبان فارسى . آن را براى ابو المظفر خوارزمشاه تأليف كرده و با كتاب ترجمان البلاغهء فرّخى ، شاعر فارسى زبان ، در آن معارضه نموده است . وطواط را ديوان شعر و ديوان رسايل عربى است و ديوان رسايل فارسى . و نيز تحفة الصديق من كلام ابى بكر الصديق و فصل الخطاب من كلام عمر بن الخطاب و انس اللّهفان من كلام عثمان بن عفّان و مطلوب كل طالب من كلام على بن ابى طالب .
در بلخ متولد شد و در سال 573 در خوارزم در گذشت . از اوست : [ 2 ]
ست بليت بها و المستعاذ بها * من شرّها من اليه الخلق يبتهل
نفسى و ابليس و الدنيا التى فتنت * من قبلنا و الهوى و الحرص و الامل
ان لم تكن منك يا مولاى واقية * من شرّها الجم اعيت عبدك الحيل
و نيز از اوست : [ 3 ]
هامش
[ 1 ] بغية الوعاة 1 : 226 .
[ 2 ] حاصل معنى : شش چيز است كه به آنها مبتلا شدهام و از شر آنها به كسى كه مردم به درگاه او زارى كنند ، پناه مىبرم . نفسم و شيطان و دنياى فريبنده و هوى و حرص و آرزو . اى مولاى من اگر تو مرا از شر همهء اينها نگه ندارى بندهء تو در چارهگرى بازماند .
[ 3 ] حاصل معنى : اگر خواهى كه خوشبخت زندگانى كنى و در حساب از دشمنان رهايى يا بى جز با نيكان هم صحبتى مكن و زندگى خود در تحصيل علم سپرى ساز .