نتوانست و گفت : اى سرور بزرگوار و همان چيزها كه خواهرم گفت ، پدرم گفت : تو هرطور كه مىتوانى بگوى . اهل مجلس خنديدند و خصومت پايان گرفت . .
924 - كلثوم بن عمرو عتّابى شاعر [ 1 ]
اخبار او را به طور كامل در كتاب خود اخبار الشعراء آوردهايم . از نياكان او يكى عمرو بن كلثوم ، شاعر يكى از معلقات است . كنيهء عتّابى ابو عمرو است و اصل او از شام از زمين قنّسرين . نخست از اصحاب برامكه بود ، سپس به طاهر بن حسين و على بن هشام دو سردار عباسى پيوست . در رسالهها و شعرش ظرافت خاصى آشكار است . او در ميان شاعران متأخر همانند نابغه است در جاهليت .
محمد بن اسحاق نديم گويد : عتابى اديب و مصنف بود . از آثار اوست : كتاب المنطق ، كتاب الآداب ، كتاب فنون الحكم ، كتاب الخيل ، كتاب الالفاظ كه آن را ابو عمر زاهد از مبرّد و مبرّد از او روايت كرده است .
جحظه در امالى خود آورده است كه عتّابى با يحيى بن خالد در نيازى كه داشت سخن مىگفت ولى سخن مختصر كرد . يحيى گفت : چيست كه امروز سخن كوتاه كنى .
عتابى گفت : مرا احاطه كردهاند ذل سؤال و حيرت طلب و خوف ردّ . يحيى گفت : اگر سخنت اندك است فايدهاش بسيار است . از اوست : [ 2 ]
انّى بلوت الناس فى حالاتهم * و خبرت ما وصلوا من الانساب
فاذا القرابة لا تقرّب قاطعا * و اذا المودة اوكد الاسباب
عتّابى را گفتند چرا زن نكنى ؟ گفت : پنجه در افكندن با عفت را بهتر از چارهگرى در مصلحت عيال يافتم .
هامش
[ 1 ] الفهرست : 134 - 135 ، طبقات ابن المعتز : 261 ، الاغانى 13 : 107 ، الشعر و الشعراء : 740 ، كتاب بغداد : 69 ، 87 - 89 ، معجم المرزبانى : 244 ، الوزراء و الكتاب : 181 ، الموشح 449 ، البيان و التبيين 1 : 51 ، تاريخ بغداد 12 : 488 ، مروج الذهب 4 : 216 ، 308 - 310 ، ابن خلكان 4 : 122 ، الوافى للصفدى ( خ ) ، الفوات 3 : 219 .
[ 2 ] حاصل معنى : من مردم را در حالات مختلفشان آزمودم و در خويشاوندى آنان را آزمودم ، ديدم كه خويشاوندى هيچ گسستگى را به هم نزديك نمىسازد و دوستى است كه محكمترين سببهاى پيوند است .