خود حديثهاى بسيار شنيد . و در غريب حديث كتاب مفيدى تصنيف نمود .
37 - ابراهيم بن مسعود بن حسّان [ 1 ]
معروف به الوجيه الصغير ، جدّش به الشاعر اشتهار داشت . او را وجيه صغير مىناميدند ، زيرا در اين زمان در بغداد نحوى ديگرى بود كه او را الوجيه الكبير مىگفتند و او شيخ من بود ، خدايش بيامرزاد . شرح حال او را در باب مبارك بن مبارك آوردهام . اين هر دو وجيه نابينا بودند . وجيه صغير از مردم رصافهء بغداد و در تيز هوشى و قدرت حافظه شگفتانگيز بود . كتاب سيبويه را از برداشت و گويند بيشترش را . جز اين ، چند كتاب ديگر از كتب ادب را نيز از برداشت . نحو را از مصدّق بن شبيب فرا گرفت و در علم از استادش در گذشت . در ماه جمادى الاولى سال 590 در جوانى به ناگاه بمرد . اگر خداوند مقدر كرده بود و زنده مىماند آيتى از آيات علم و ادب شده بود .
38 - ابراهيم بن محمد بن حيدر بن على [ 2 ]
كنيهاش ابو اسحاق بود و او را نظام الدين مؤذن خوارزمى مىگفتند . از سال تولدش پرسيدم گفت : در ماه ذوالحجهء سال 559 . از آثار اوست ، در نثر : كتاب ديوان الانشاء ، كتاب شرح كليله به زبان فارسى ، كتاب الوسائل الى الرّسائل ، ديوان شعرى به زبان عربى و ديوانى به زبان فارسى و كتاب الخطب في دعوات ختم القرآن ، كه آن را يتيمة اليتيمه ناميده بود ، كتاب الطّرفة في التحفة به زبان فارسى ، رسائل ، كتاب اساسنامه در مواعظ به زبان فارسى ، كتاب تعريف شواهد التصريف ، كتاب نمودارنامه ، شامل ابيات مشكل كليله و دمنه و شرح آنها به زبان فارسى ، كتاب گفتارنامه در منطق و كتاب مرتع الوسائل و مربع الرسائل .
39 - ابراهيم بن ممشاد متوكلى اصفهانى [ 3 ]
كنيهاش ابو اسحاق بود . حمزه گويد از بلغاى اصفهان ابو اسحاق متوكّلى بود . از رستاق جى بود ، از قريهء اسّيجان . به عراق رفت . نخست دبير متوكل بود ، سپس در زمرهء نديمان
هامش
[ 1 ] انباه الرواة 1 : 189 ، الوافى 6 : 146 ، نكت الهميان : 91 ، بغية الوعاة 1 : 432 ( در آن جا از ابن نجار روايت شده ) .
[ 2 ] الوافى 6 : 139 ، الجواهر المضيئة 1 : 45 .
[ 3 ] الوافى 6 : 149 ( از ياقوت )