منبر از كتابها مىخواند . صدايش خوش و رسا بود . قرآن را از بر داشت و به قراءات و عروض و تفسير آگاهى داشت . كتاب گردمىآورد تا آنجا كه در بصره كتابهايش را همانندى نبود . به لغت و اخبار توجه داشت . بنا بر تحقيق ابن دريد به سال 255 ، در سن نزديك به نودسالگى ، در بصره وفات كرد . در غريب قرآن و لغت و شعر از ائمهء اين فنون بود . از ابو زيد انصارى و اصمعى و ابو عبيده و عمر بن كركره و روح بن عباده علم آموخت .
و دو بار كتاب سيبويه را نزد اخفش ابو الحسن سعيد بن مسعده برخواند . مبرّد و ابن دريد از او اخذ كردند . بنا بر تحقيق ابن دريد به سال 255 در گذشته است . از مصنّفات اوست :
اعراب القرآن ، كتاب الادغام ، كتاب القراءات ، كتاب ما تلحن فيه العامّة ، كتاب الفصاحه ، كتاب خلق الانسان ، كتاب الطّير ، كتاب الوحوش ، كتاب الهجاء . كتاب النخله و كتاب المقصور و الممدود و غير آن .
مىگفتند كه مردم بصره را سه كتاب است كه همهء مردم روى زمين بدانها افتخار مىكنند كتاب نحو سيبويه و كتاب الحيوان جاحظ و كتاب ابو حاتم در قراءات و نيز گويند ميراثى كه به ابو حاتم رسيد صد هزار دينار نقد بود غير از املاك و منازل . او همه را در راه علم هزينه كرد يا به علما داد . چون از دنيا رفت بهاى كتابهايش چهارده هزار دينار بود يعقوب بن الليث خارجى به سيستان كس فرستاد آنها را خريدند و به نزد او بردند .
577 - سهل بن محمد [ 1 ]
ابو داود مؤدب سيف الدوله ابو الحسن على بن حمدان . او را شعرى نيكو و فضلى آشكار است . از اوست [ 2 ] :
يا لائمى كفّ الملام عن الّذى * اضناه طول سقامه و شقائه
ان كنت ناصحه فدا و سقامه
هامش
[ 1 ] المختصر و بنگريد به الوافى 16 : 21 ، بغية الوعاة 1 : 607 .
[ 2 ] حاصل معنى : اى ملامتگر من ، از ملامت كسى كه طول بيمارى و شوربختى ناتوانش ساخته بازايست . اگر نيكخواه او هستى درد دلش را درمان كن و ياريش نماى تا مگر شفا يابد . تا بگويند كه تو از آن دوستان هستى كه در شدت روزگار و راحت آن به آنان اميد مىرود . اگر نه او را با دردش واگذار كه آن همه ملامتش كافى است پس تو از نيكخواهان او نيستى . جانم فداى كسى كه ملامتگرانم را در عشق او نافرمانى كردم و از رقيبانش نترسيدم .
خورشيد از چهرهء او طالع مىشود و ماه از خلال قبايش برمىدمد .