تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
بود و در غريب حديث و شعر علّامه بود . معاصر خلف احمر و اصمعى بود ، هر سه در معرفت شعر به هم نزديك بودند . جهم را شعرى است مشهور در وصف حشرات و پرندگان شكارى . در قطعه‌اى در وصف كبوتر گويد [ 1 ] :
مطوّقة كساها الله * طوقا لم يكن ذهبا على غصن تميل به * جنوب مرّة و صبا ترنّ عليه امّا مال * من شوق او انتصبا و ما فغرت فما و بكت * بلا دمع لها انسكبا

294 - جودى بن عثمان [ 2 ]

وى از موالى آل يزيد بن طلحهء عنبسى بود ، از مردم مورور از بلاد مغرب . حميدى و زبيدى از او ياد كرده‌اند . به مشرق رخت كشيد و با كسائى و فرّاء و جز آن دو ديدار كرد . او نخستين كسى است كه كتاب كسائى را به مغرب برد . پس از آنكه از مغرب بازگرديد در قرطبه سكونت گزيد . روزى در حلقه درس خود بر عباس بن ناصح اين بيتش را عيب گرفت :
يشهد بالاخلاص نوتيّها [ 3 ] * للّه فيها و هو نصرانى
زيرا ياء نسبت را در « نصرانى » مشدّد نساخته است . يكى از اصحاب عباس بن ناصح حاضر بود . بشنيد . او را ناخوش آمد . عباس در جزيره مىزيست . آن مرد آهنگ عباس نمود . چون عباس را چشم بر او افتاد سبب آمدنش را پرسيد . گفت : سبب آمدن من غلط ادا كردن توست . پرسيد : چه چيز را غلط ادا كرده‌ام ؟ گفت : در فلان بيت ياء نسبت را
هامش
[ 1 ] حاصل معنى : كبوتر طوق دارى كه خداوند طوقى به گردنش افكند اما نه از زر ، بر شاخه‌اى نشسته و باد جنوب و باد صبا او را به هر سو كج و راست مىكنند ، بر آن شاخه نغمه مىسرايد و از شوق گاه خم مىشود و گاه راست مىنشيند ، دهن باز نمىكند و مىگريد بىآنكه سرشكى از ديدگانش فرو ريزد . [ 2 ] طبقات الزبيدى 256 ، التكملة ابن الابار : 249 ، نيز بنگريد به انباه الرواة 1 : 271 ، بغية الوعاة 1 : 490 ، اشارة التعيين : 77 ( وفات جودى 198 بوده ) . [ 3 ] م : يوتيها .