تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
النميرى ، كتاب اختيار شعر ابى العتاهيه ، كتاب اخبار بشّار و اختيار شعره ، كتاب اخبار مروان و آل مروان و اختيار اشعارهم ، كتاب اخبار ابن مناذر [ 1 ] ، كتاب اخبار ابن هرمة و مختار شعره ، كتاب اخبار ابن الدّمينه و كتاب اخبار و شعر عبد الله بن قيس الرّقيّات . مرزبانى در كتاب المقتبس اين دو بيت را از او در وصف ابو العباس مبرّد نقل كرده [ 2 ] :
كملت فى المبرّد الآداب * و استقلّت فى عقله الالباب غير انّ الفتى كما زعم النّا * س دعىّ مصحّف كذّاب
و نيز صولى در كتاب خود آورده است كه احمد بن ابى طاهر گويد : در نيمروزى از سراى ابو الصقر بيرون آمدم ، ماه تموز بود . با خود گفتم كه خانه‌اى نزديك‌تر به من از خانهء مبرّد نيست ، زيرا نمىتوانستم در آن هواى گرم به خانهء خود در باب الشام بروم . به خانه او رفتم ، مرا در حياط كوچكى كه داشت داخل كرد و طعام آورد دو گونه طعام بود ، خوش‌بو و خوش‌طعم ، سپس آب سرد نوشيدم . به من گفت برايت حكايت خواهم گفت تا به خواب روى . حكايتى دلپذير گفت . مرا نيز دو بيت به ياد آمد كه ثمرهء ناسپاسى و شوربختى من بود . گفتم : دو بيت هم بر سر زبان من است مىخوانم . پنداشت كه مىخواهم سپاس نعمتش را بگويم ، و خواندم [ 3 ] :
و يوم كحرّ الشّوق فى صدر عاشق * على انّه منه احرّ و اومد ظللت به عند المبرّد قائلا * فما زلت من الفاطه اتبرد
مبرّد گفت : اگر در ستايش من سخنى نمىگفتى كاش نكوهش هم نمىكردى ، جزاى تو اين است كه تو را از اينجا برانم . اكنون ديگر جاى تو نيست برخيز و برو . من بيرون آمدم و به سوى خانهء خود در باب الشام به راه افتادم . از شدت گرما مدتى بيمار شدم و
هامش
[ 1 ] م : مياده . [ 2 ] حاصل معنى : انواع ادب در مبرّد به حد كمال است . خردها در برابر خرد او اندك مىنمايد جز اينكه آن جوانمرد همان گونه كه مردم پنداشته‌اند بىخاندان و تصحيف‌كنندهء كلمات و دروغگوست . [ 3 ] حاصل معنى : روزى گرم چون گرمى شوق در سينهء عاشق ، بلكه از آن هم گرمتر ، من از گرماى نيمروز به سراى مبرد پناه بردم و از سخنان سرد او خنك شدم .
معجم الأدباء ( فارسي ) — صفحة 129 | ياقوت الحموي / عبد المحمد آيتى