تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
منزلتش باز گردانيد . سلطان تونس براى اهداء به الملك الظاهر اسبان راهوار ديگر و هداياى گرانبهاى ديگرى برگزيد ولى مرگش در رسيد . پس از او پسرش ابو فارس به جايش نشست . پس از چند روزى به هلاكت رسيد و برادرش ابو عامر بر تخت نشست . ابو عامر هداياى سلطان مصر را تكميل كرد و يوسف بن على را كه پيش از اين چنين سمتى يافته بود با هدايا همراه نمود . چون رسيدن اسبان از مغرب دير در كشيد الملك الظاهر قصد آن كرد كه بعضى از امرايش را به مغرب فرستد تا اسبان دلخواه او را بها پردازند و بخرند و براى انجام اين مقصود يكى از مماليك خود را به نام قطلوبغا كه در اين كار بصيرت داشت معين كرد . آنگاه مرا فراخواند . چون به نزد او رفتم ، پرسيد اين كار چگونه ميسر شود ؟ گفتم كه نامه‌هايى براى سلطان تونس - از موحدين - و سلطان تلمسان - از بنى عبد الواد - و سلطان فاس و مغرب - از بنى مرين - بنويسد و براى هر يك هديه‌اى از جامه و عطر و كمان همراه كند . قطلوبغا در سال 779 به مغرب رفت . هر يك از آن پادشاهان او را تا رسيدن به مأمنش يارى كرده بودند و در اكرامش مبالغه نمودند . چون به فاس رسيد ديد كه هداياى سلطان كامل شده و يوسف بن على از سوى سلطان خويش ، ابو عامر - از فرزندان سلطان ابو العباس - آنها را مىآورد . عيد اضحى را در فاس ماندند و رهسپار مصر شدند . سلطان ، قطلوبغا و همراهانش را نيك بنواخت و زبانشان به سپاس بگشود و دلشان لبريز از ثنا و ستايش ساخت . آنگاه رسولان به تلمسان رفتند . در آن ايام ابو زيان بن سلطان ابو حمو از آل يغمراسن بن زيان در آنجا فرمان مىراند . او نيز هدايايى ديگر و اسبانى با زين و ستام همراه آنان ساخت . ابو زيان شعر مىگفت و قصيده‌اى در مدح الملك الظاهر ساخت و با هداياى خود بفرستاد . مطلع آن قصيده اين است :
لمن الركائب سيرهن ذميل * و الصبر - الابعد هن - جميل
اينان بعد از آن به تونس رفتند . ابو فارس عبد العزيزين سلطان ابى العباس از ملوك موحدين نيز سومين هدايا را تقديم داشت . اين هدايا اسبان اصيل و راهوار بودند . يكى از بزرگان موحدين ابو عبد اللّه بن تافراكين اين هدايا را همراهى مىكرد . هر سه هدايا در پايان سال به درگاه الملك الظاهر برقوق رسيد و در برابر سلطان عرضه گرديد . خواص و غلامان هر چه جامه‌ها و شمشيرها و فرشها و زين و ستام اسبان بود يغما كردند . بعضى بر بعضى از آن اسبان سوار شدند و باقى را به اصطبل سلطان بردند . هديهء صاحب مغرب شامل سى و پنج اسب راهوار اصيل با زين و ستام زرين بود . و شمشيرهايى مرصع و سى و پنج بار پارچه‌هاى حرير و پشم و چرم همه از بهترين انواع آن . هديهء صاحب تلمسان سى اسب اصيل راهوار بود با زرين با زين ستام زرين و چند بار قماش . هديهء صاحب تونس شامل سى اسب راهوار اصيل بود كه غير از زين غاشيه‌اى گرانبها بر آنها