تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
غازى و سلطان ابن الاحمر بر سر ابن الخطيب خلاف افتاد ، بدين معنى كه ابن الاحمر مىخواست كه ابو بكر بن غازى ابن الخطيب را از نزد خود براند و اين كار بر وزير گران مىآمد . كار به جايى رسيد كه وزير يكى از نزديكان ابن الاحمر را بسيج كرد كه به اندلس لشكر برد . ابن الاحمر هم امير عبد الرحمان بن ابى يفلوسن از فرزندان سلطان ابو على و نيز وزير ، مسعود بن رحو بن ماساى را كه در ايام سلطان عبد العزيز به اشارت ابن الخطيب به هنگام وزارتش در اندلس ، حبس كرده بود ، از بند برهانيد و براى طلب ملك به مغرب فرستاد و با ناوگانى از دريا گذرانيد و در ساحل غساسه به خشكى آمدند . اينان به ميان قبايل بطويه فرود آمدند ، آنان گردشان بگرفتند و دعوت امير عبد الرحمان آشكار نمودند . ابن الاحمر خود نيز از غرناطه با سپاه اندلس در حركت آمد و در جبل الفتح لشكرگاه بر پاى داشت و آنجا را محاصره كرد . اين اخبار به وزير ، ابو بكر بن غازى رسيد كه فرمانرواى دولت بنى مرين بود . در حال پسر عم خود محمد بن عثمان بن الكاس را به سبته فرستاد تا پادگانى را كه در جبل الفتح يا جبل طارق بود تقويت كند و خود با سپاهى به بطويه به جنگ امير عبد الرحمان رفت . ديد كه بر تازى مستولى شده . ابو بكر بن غازى او را محاصره نمود . سلطان عبد العزيز جمعى از برادرانش را كه نامزد پادشاهى بودند در طنجه حبس كرده بود . چون محمد بن الكاس به سبته رسيد ، ميان او و ابن الاحمر رسولان به آمد و شد درآمدند و هر يك زبان به سرزنش آن ديگر گشود . ابن الاحمر از اينكه آنان خود كرسى فرمانروايى را خالى گذاشته و السعيد بن عبد العزيز را كه كودكى بى شعور است به خلافت نشانده‌اند بسى عتاب و سرزنش نمود . محمد بن عثمان بن الكاس سخن او بپذيرفت و از شغلى كه در پيش گرفته بود استعفا كرد . ابن الاحمر او را واداشت كه با يكى از ملكزادگان محبوس بيعت كند . وزير ابو بكر نيز او را وصيت كرده بود . كه اگر از سوى امير عبد الرحمان در فشار افتاد با يكى از آن ملكزادگان محبوس بيعت كند . محمد بن الكاس را در سالهاى پيش ، سلطان ابو سالم به وزارت پسر خود احمد برگزيده بود . محمد بن الكاس در حال به طنجه رفت ابو العباس احمد بن سلطان ابو سالم را از زندان بيرون آورد و با او بيعت كرد و او را به سبته برد و خبر به ابن الاحمر نوشت و از او خواست يارىاش كند و جبل الفتح را به او واگذارد ، تا برايش پايگاهى باشد و او را به مال و سپاهى يارى رساند . محمد بن عثمان بن الكاس بر جبل الفتح مستولى شد و سپاهيان خود را در آنجا جاى داد . احمد بن سلطان ابو سالم را با برادرانش چنين عهدى بود كه هر يك از آنها كه به حكومت رسيد ديگران را به اندلس فرستد . چون با او بيعت كردند به عهد خود وفا كرد و همه را به اندلس فرستاد . اينان بر ابن الاحمر وارد شدند . ابن الاحمر گراميشان داشت و بر ايشان راتبه و اجرى معين كرد . اين اخبار به وزير ، ابو بكر بن غازى كه در تازى ، امير عبد الرحمان را محاصره كرده رسيد ، از كارى كه پسر عمش كرده