افتاده است باز پس دهد . شانچو علاوه بر آنها كتابهاى بيشترى در انواع علوم كه سيزده بار چارپا مىشدند به نزد امير المسلمين فرستاد امير المسلمين نيز آنها را بر مدرسهاى كه براى تحصيل علم در فاس تأسيس كرده بود وقف نمود .
امير المسلمين دو شب باقى مانده از ماه رمضان به جزيره باز گرديد تا فريضهء روزه بگزارد و عبادت كند . امير المسلمين بخشى از شب ماه رمضان را به محاضرهء اهل علم تخصيص داد و شعرا قصايدى سرودند تا در روز عيد فطر در حضور امير المسلمين و بر سر جمع بخوانند . در اين ميدان پيشتاز همگان شاعر دولت ، عزوز المكناسى بود كه در قصيدهء خود حركت امير المسلمين را به غزواتش به ترتيب بيان داشته بود .
امير المسلمين سپس به نظر در ثغور خود پرداخت . در آنجا پادگانهايى ترتيب داد و پسر خود ابو زيان منديل را به فرماندهى آنها برگماشت و او را در ذكوان در نزديكى مالقه فرود آورد و سفارش كرد كه در بلاد بنى الاحمر سبب فتنهاى نشود . عياد بن ابى عياد العاصمى را به پادگان ديگر فرستاد و در اصطبونه فرود آورد . پسرش امير ابو يعقوب براى بررسى اوضاع مغرب رفت و با ناوگان سردار سپاه محمد بن ابى القاسم الرنداحى فرمانرواى سبته از آب بگذشت . سلطان پسر را فرمان داد كه گور پدرش ابو الملوك عبد الحق و پسرش ادريس را در تافرطست آباد كند و در آنجا رباطى پى افكند و بر گورشان سنگ قبرى از مرمر و نوشته نصب كند و كسانى را برگمارد كه قرآن خوانند و براى اين گونه هزينهها زمين و ده وقف كند . در خلال اين احوال وزير او يحيى بن ابى منديل العسكرى در اواسط رمضان بمرد . سلطان نيز خود در ماه ذو الحجه بيمار شد و بيمارى و دردش شدت گرفت و در آخر ماه محرم سال 685 هجرى دار فانى را بدرود گفت . و اللّه اعلم .
خبر از دولت سلطان ابو يعقوب يوسف بن يعقوب و حوادث زمان او و امر شورشگران در آغاز دولتش
چون امير ابو يوسف يعقوب در جزيره بيمار شد ، زنانش به پرستارى او پرداختند و خبر به ابو يعقوب يوسف كه در مغرب بود ، رسيد . ابو يعقوب شتابان بيامد ولى امير المسلمين پيش از رسيدن او مرده بود . وزراى پدر و بزرگان قوم براى او بيعت گرفتند و با او از دريا گذشته به مستقر خويش آمدند .
و در آنجا در آغاز ماه صفر سال 685 تجديد بيعت شد و از همهء مردم نيز بيعت گرفتند . ابو يعقوب به فرمانروايى نشست و اموال ميان مردم پخش كرد و جوايز و صلات روان كرد و زندانيان را آزاد ساخت و حكم جمعآورى زكات فطره از مردم را ملغى كرد و پرداخت آن را به خودشان واگذاشت . همچنين دست عمال از ستم و تجاوز و جور بر رعايا كوتاه نمود و ماليات از كالاها برداشت و به اصلاح راهها و امن كردن آنها پرداخت . نخستين اقدامى كه از او سر زد اين بود كه