تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
ظاهر براى خود فراهم نموده مخالف باشد اين عمل هم نيز نوعى نفاق است ، بلى واجب نيست كه در ابتدا امر كه انسان اقدام به اين گونه كارها مىكند و با اين اعمال ميخواهد حالى پيدا كند و بكمالى دست يابد ، عملش از هر جهت كامل باشد ، ولى لا اقل ميبايست كه بعضى از مراتب حقيقت را دارا باشد ، مثلا اگر با آن كيفيتى كه ما بيان داشتيم از خواب بيدار شد ، و در آنچه گفتيم بفكر پرداخت خواه ناخواه اين اعمال و اقوال در قلبش اثرى خواهد گذاشت و خشيت و ترس و ذلتى در دل او پديد خواهد آمد كه همين حالت ، او را براى اينكه بر خاك بنشيند و دستهاى خود را به گردن ببندد آماده مىسازد ، ولى كسى كه از خواب بيدار شده ، ولى از ياد خدا غافل و فكر و ذكرش غرق در امور دنيائى است ، براى او انجام اين گونه اعمال كه از حالات عاليه نشأت گرفته است جايز نيست ، و اگر هم بكند ، بهره اى از آن نخواهد گرفت و اى چه بسا كه ضرر هم داشته باشد و بهتر اينست كه اين گونه اعمال از احوالات قلب نشأت بگيرد و پس از اينكه قلب بمرحلهء كمال رسيد و حالى پيدا كرد همان حال انسان را باقدام اين گونه اعمال وا دارد . از ابى قدامه شامى روايت شده كه جوانى در معركهء جهاد بشهادت رسيد و هنگامى كه بر خاك افتاد به ابى قدامه وصيت كرد كه خرجينش را بمادرش برساند و مرد ، چون بدن او را دفن كردند ديدند كه خاك بدن را بيرون افكند ناگهان پرندگان سفيدى پيدا شدند و بر جنازهء او گرد آمدند و گوشت بدن او را خوردند جز مشتى استخوان چيزى از او بر جاى نماند ، دوستانش آمدند و آن استخوانها را دفن نمودند ، چون أبو قدامه آن خرجين را نزد مادر آن جوان برد مادر از حال فرزند پرسيد او ماجرا