هست ، و هر چه در حمد است در بسم اللَّه هست و آنچه كه در بسم اللَّه است در باء بسم اللَّه هست ، و آنچه كه در باء هست در نقطهء باء هست ، و من نقطهء زير باء بسم اللَّهام .
و نيز روايت شده كه به « باء » وجود ظهور يافت ، و با نقطهء آن عابد از معبود جدا گشت .
مىگويم مقام عبوديت مطلقه ، همان مقام ولايت است ، زيرا اين مقام همان مرتبهء فقر مطلق كه پس از آن مقام الوهيت است مىباشد .
چنان كه از رسول خدا روايت شده كه فرمود : الفقر فخرى .
و شايد مقصود گويندهء اين سخن هم كه گفته است هر گاه مرتبهء فقر بپايان رسيد پس از آن مرتبهء خدائى آغاز خواهد گشت ، همين معنا باشد ، زيرا فاء دلالت بر تعقيب ، و امرى از پى امر ديگر آمدن مىكند ، بلكه مىتوان آن فرمايش امام صادق عليه السّلام را در مصباح الشريعة كه مىفرمايد : عبوديت جوهره اى است كه كنه آن ربوبيت است به همين معنا دانست . و همهء اينها از شئون آن مطلبى است كه در گذشته بيان داشتيم كه از بعضى اخبار چنين بر مىآيد كه خداوند متعال در قبال ساير عوالم ، براى حروف هم عالمى بيافريد : الف اشاره به مقام الوهيت ، و باء اشاره به مرتبهء مخلوق اول ، و نقطه اشاره به جهت انيت و ماهيت او است .
و در عيون ، از امام صادق عليه السّلام و آن حضرت از امير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده كه فرمود از رسول خدا شنيدم كه مىگفت خداوند عز و جل فرموده است كه فاتحة الكتاب را بين خود و بندهام تقسيم نمودم نصف آن از آن من ، و نصف ديگر آن از آن بندهء من است ، پس
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٤٠٩