اقتدا كند ، اما كسى كه هواى نفسش را بخدائى گرفته ، و مشايع و پيرو دشمنان خدا و امير المؤمنين عليه السّلام گرديده و از سنت آنها پيروى مىكند ، چنين كسى را اگر متحصن به حصن شيطان و در آمده در قلعه و دژ ابليس بدانيم سزاوارتر از اين است كه او را در زمرهء متحصنين به حصن اللَّه به حساب آوريم .
و خلاصهء كلام اينكه استعاذهء حقيقى در نماز به اينست كه نماز - گزار همان اوصاف ششگانه اى را كه در گذشته بيان نموديم در حد توان خود فراهم آورد ، و با تمام وجود به نماز رو كند و بعد با زبان هم بگويد :
اعوذ باللَّه السميع العليم من الشيطان الرجيم .
پناه ميبرم بخداى شنوا و دانا از شيطان رانده شده .
و از حيلهها و نيرنگهاى اين خبيث كه با وسوسهها و القاء افكار دنيائى در صدد است كه او را از توجه به خدا و به نماز باز دارد به سلطان خداوندى پناه ببرد ، در اين صورت است كه ذات اقدس حق هم او را پناه داده و براى شيطان بر او سلطه اى نخواهد بود و بينى آن خبيث به خاك ماليده خواهد شد .
مطلب ديگر اينكه در بين اجزاء نماز ، براى قرائت حق خاصى در مراقبت است ، زيرا كه قرآن امرى بس بزرگ بوده و براى آن نزد خداى متعال شأنى و الا است ، و آن شفيعى است كه اگر شفاعت كند شفاعتش پذيرفته مىشود و اگر از كسى بد بگويد تصديق مىشود ، و ذات اقدس حق در چند جاى از كتاب خود از قرآن به نور ياد نموده و نور مساوى با معناى وجود و هستى است ، قرآن موجودى شريف ، و حكيمى
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 325
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٢٥