و آن روايتى كه مىگويد براى نماز چهار هزار حد و باب است .
و آن روايتى كه مىگويد نماز بمنزلهء ستون دين است ، اگر قبول شد بقيهء اعمال هم قبول خواهد شد و اگر رد شد بقيه هم رد خواهد گشت .
و اينكه نام نماز و اجزاء آن در كتب الهى و سنت انبياء آمده تمام اينها به حكم عرف و لغت بهترين دليل بر اين حقيقت است كه مراد از نماز تنها صورت نماز بدون توجه بحقيقت آن نيست و ما در اول اين كتاب در بحث از لفظ صلوة به اين حقيقت اشاره نموديم .
و اما اسماء اجزاء نماز از تكبير ، و قرائت ، و ذكر ، و ركوع ، و سجود ، و تشهد ، و سلام ، تمام اينها هم عرفا و هم لغتا بر صورت بضميمهء حقيقت آن معنا ، اطلاق مىشود نه بر صورت تنها ، مثلا تكبير لفظا ، اگر دل آدمى موافق با آن نباشد بخصوص كه اگر قلب و عمل انسانى بر ضد آن تكبير باشد ، اگر آن را تحقير بناميم سزاوارتر است از اينكه آن را تكبير گوئيم . همچنين سجده ، اصل معناى آن تواضع و فروتنى است و بهر خم شدنى و نهادن پيشانى بر زمين سجده نمىگويند چه بسا كه انسان براى گذاشتن چيزى بر زمين خم شود و يا بدون خضوع و خشوع پيشانى بر زمين نهد ، بخصوص اگر كه هدف از آن ، در تضاد با حقيقت تواضع باشد چنين سجده اى را هرگز سجده نخواهند دانست . و بر همين قياس است ركوع و تشهد و سلام و قرائت ، و معلوم است كه به مجرد اينكه لفظ قرآن بر زبان جارى شود اين را قرائت قرآن نمىگويند مگر اينكه انسان به قصد قرائت قرآن آن لفظ را بر زبان آورد و همين گونه تسبيح و حمد .
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 299
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢٩٩