هر يك مرتبه اى از انتظار خير و خوبى است .
آن كس كه در زمين حاصلخيزى گندم بكارد و هر زمانى هم كه آن زمين احتياج به آب داشته باشد آبياريش كند و در انجام كارهائى كه بايد در آن زمين انجام دهد كوشا باشد ، و بعد از خدا بخواهد كه از اين زراعت بهترين محصولى كه از چنين زراعتى اميد ميرود نصيب او فرمايد به آن « رجاء » گويند و اگر كسى در زمينى حاصلخيز گندمى كاشت و در بعضى از مواردى كه زمين احتياج به آب داشت آن را آب داد و بقيه را به انتظار باران نشست آن هم در منطقه اى كه شرايط جوى آن بگونه اى است كه اكثر سالها باران كفايت اين امر را مىكند اين را « امل » گويند .
و اما اگر كسى در زمينى كه شرايط جوى آن بگونه اى است كه كمتر سالى مىشود كه باران كشتزارهاى آن منطقه را سيراب كند گندمى كاشت و اصلا آن را آب نداد بلكه بانتظار باران نشست چنين كسى اگر اميد ببرداشت محصول فراوانى از آن زمين داشته باشد ، به اين اميد نه رجاء مىگويند و نه امل بلكه آن « امنيه » و آرزويى بيش نيست .
و كسى كه در زمينى جو بكارد و اصلاهم به آن نرسد و بعد اميد برداشت گندم داشته باشد اين چيزى جز حماقت و سفاهت نيست .
و اما اين سخن پيامبر كه فرمود :
يا مبدل السيئات باضعافها من الحسنات .
اين از قبيل آنچه از راههاى اسباب متعارف بدست مىآيد نيست ، بلكه براى اين امر يك سبب لطيف معنوى است كه يكطرف آن بدست خود مكلف است و آن اينكه او همهء خير و خوبيها و بلكه همهء
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٢١