فرزندان از اين سخنان پند بگيريد و همچون خر نباشيد كه به آسانى فريب بخوريد و پرتو خدا را تنها در رخسار چند تن نيرنگباز بدانيد . هر كس در خور خود و به اندازهى دريافت و روش خويش با يزدان بستگى و پيوستگى دارد و از او جدا نيست . خداوندگار در رازگويى خود با خدا مىگويد :
تو بهار و ما چو باغ سبز و خوش * او نهان و آشكارا بخششش
يا تو چون شادى و ما چون خندهايم * كه نتيجهى شادى فرخندهايم
از پى كسى برويد كه مردمان را به راستى و درستى و دانش و خرد مىخواند ، نه به سوى خود ، آن هم براى سودجويى و بپرهيزيد از كسانى كه اداى مردان خدا را در مىآورند و چيزى در مشت ندارند جز همانندى با درويشان دلآگاه :
خاقانيا كسان كه طريق تو مىروند * زاغندو زاغ را روش كبك آرزوست
بس طفل كارزوى ترازوى زر كنند * نارنج زان خرد كه ترازو كند ز پوست
گيرم كه مارچوبه كند تن به شكل مار * كوزهربهر دشمن و كو مهره بهر دوست
فرزندان من ! پيام پدر را بشنويد . چندين سال پيش دوستان و ياران من از من پرسيدند كه روش و كامهى تو در زندگى چيست ؟ در پاسخ آنان گفتم :
1 - پرتو نيروى يزدان پاك نوژندهى « 1 » در جهان هستى و به همهى آفريدگان مهربان است ، بايد روى به سوى او كرد .
2 - آدمى هر كه باشد و هرچه باشد نبايد او را راند و دشمن شمرد ، زيرا آماده براى دريافت و بهدست آوردن هر رسايى است و نيازمند پرورش ؛ ( جز آنان كه نهادشان دگرگون شده و مزهى زندگى را در دشمنى و كينهجويى مىدانند ) .
3 - از ريو و دورويى و گفتار بدون كردار براى فريب مردمان و سادهدلان بايد گريز و پرهيز داشت .
4 - رسيدن به درگاه يزدان و نزديكى با او را بايد در بهدست آوردن دانش براى
هامش
( 1 ) . نوژنده : مؤثر ، اثركننده