يوسف بن يعقوب لشكر به جنگ تلمسان كشيد و مدتى در آنجا درنگ كرد . سعيد بن عثمان بن عمر بن مهدى شيخ ايشان در آن ايام به نزد او آمد و اكرام ديد . و چون يوسف آهنگ قتل او نمود بگريخت و به قوم خود پيوست . سپس يوسف بن يعقوب لشكر به جانب ارتفاعات برد و سرسو را كه در جانب جنوبى بلاد توجين بود تصرف كرد . طايفهاى از عكرمه كه از بنى يزيد بودند به او گرايش يافتند زيرا از سير و سفر به طلب قوت باز مانده بودند . آنان را در كوه كر كره [ 1 ] در جانب جنوبى سرسو فرود آمدند و بر آنان باج نهاد . و همواره چنين بود تا يوسف بن يعقوب هلاك شد و قدرت به دست خاندان يغمراسن افتاد .
چون ابو تاشقين بن موسى بن عثمان بن يغمراسن به حكومت رسيد ، عريف بن يحيى در زمرهء خواص او در آمد . سپس او را بر سر موضوعى از موضوعات فرمانروايى به خشم آورد .
هلال غلام او كه زمام اختياراتش را به دست داشت از عريف بن يحيى كينه به دل داشت و در تيز كردن آتش فتنه دست داشت . عريف بن بنى مرين ، ملوك مغرب اقصى پيوست و در سال 720 بر سلطان ابو سعيد يكى از ملوك آن خاندان فرود آمد . ابو تاشقين عم او سعيد بن عثمان را حبس كرد و او كمى پيش از فتح تلمسان در زندان هلاك شد . برادرش ميمون بن عثمان و پسرش به پادشاه مغرب پيوستند . عريف بن يحيى از سلطان بنى مرين اكرام بسيار ديد و از مقربان او شد . سپس پسرش را سلطان ابو الحسن ، بعد از پدر ، در زمرهء خواص خود در آورد و مشير و مشار خود ساخت . اين پسر همواره ايشان را بر زيان آل زيان كه در تلمسان فرمان مىراندند تحريض مىكرد . ميمون بن عثمان و پسرش عريف با آنكه در نزد سلطان ابو الحسن مقامى يافته بودند به برادرش ابو على كه در تافيلالت بود گرايش يافتند و همواره بر اين حال بودند تا ميمون هلاك شد .
سلطان ابو الحسن بر برادرش ابو على غلبه يافت و فرزندان ميمون بن عثمان در شمار ياران او در آمدند . سلطان ابو الحسن سپاه به تلمسان برد و بر آل زيان در تلمسان سخت گرفت .
و آنجا را به جنگ بستد و سلطان ابو تاشقين را در نزديكى شدونه بكشت و آوازهاش و فرمانش در اقطار مغرب اقصى و ادنى تا مرزهاى موحدين در تدلس پيچيد . زناته نيز متحد شدند و تحت لواى او در آمدند . بنى عامر بن زغبه ، هواداران بنى عبد الواد ، به جانب صحرا گريختند و ما به آن اشارت خواهيم كرد . سلطان ابو الحسن قوم عريف بن يحيى را در مجلس خود بر هر قوم ديگر عرب چون زغبه و معقل برترى داد . سمعون بن سعيد را بر سويد فرمانروايى داده بود .
سمعون به هنگامى كه سلطان در سال 732 پيش از فتح تلمسان به تا ساله آمده بود هلاك شد .
پس از سمعون برادرش عطيه به حكومت رسيد - چند ماه پس از حكومتش بعد از فتح تلمسان درگذشت . سلطان و نزمار بن عريف را بر سويد و ديگر بنى مالك فرمانروايى داد . و نيز
هامش
[ ( 1 ) ] در نسخههاىAوDوE: كزيكره .