تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢

اخبار ابن مردنيش كه در مشرق اندلس شورش كرد

عبد المؤمن در افريقيه بود كه خبر يافت محمد بن مردنيش شورشگر شرق اندلس از مرسيه بيرون آمده و در جيان قرار گرفته است و والى جيان محمد بن على كومى نيز مطيع فرمان او شده است . پس از آن لشكر به قرطبه برده و از قرطبه به قرمونه رانده و آنجا را در تصرف آورده است . ابن بكيت به جنگ او بيرون آمده ولى شكست خورده و خود كشته شده است . عبد المؤمن چون اين خبرها بشنيد خبر پيروزى خود در افريقيه را به عمال خود ، در اندلس نوشت و گفت كه به زودى به اندلس خواهد آمد ، آنگاه از دريا گذشت و در جبل الفتح قدم به خشكى نهاد . مردم اندلس و موحدينى كه در آنجا بودند بر او گرد آمدند . عبد المؤمن به مراكش بازگشت و سپاهيان خود را به جهاد فرستاد . پادشاه مسيحيان با آنان روبرو شد ، شكستش دادند و ابو يعقوب قرمونه را از ابن همشك داماد ابن مردنيش بستد . ابو يعقوب فرمانرواى اشبيليه بود و ابو سعيد فرمانرواى غرناطه . اين دو پس از اين پيروزى به ديدار خليفه به مراكش رفتند و ابن همشك به غرناطه نزديك شد و شب هنگام به يارى برخى از اهالى شهر را تصرف كرد ، موحدين به دژ پناه بردند و در محاصره افتادند . عبد المؤمن براى نجات غرناطه از مراكش بيرون آمد و به سلا رسيد . السيد ابو سعيد را فرمان داد كه از دريا بگذرد . عامل اشبيليه عبد اللّه بن ابى حفص بن على با او ديدار كرد و هر دو رهسپار غرناطه شدند . ابن همشك به جنگشان برخاست و به هزيمتشان فرستاد . السيد ابو سعيد به مالقه باز گرديد . عبد المؤمن برادر او السيد ابو يعقوب را نيز با سپاه موحدين از پىاش روان ساخت آنان به غرناطه رفتند . اين مردنيش با جماعاتى از مسيحيان به مدد ابن همشك آمد . در دشت غرناطه مصاف در گرفت شكست در لشكر دشمن افتاد و ابن مردنيش به مكان خود در مشرق اندلس گريخت . ابن همشك به جيان رفت و موحدين از پى او روان شدند . دو سيد به قرطبه آمدند و در آنجا ماندند تا هنگامى كه السيد ابو يعقوب يوسف را در سال 558 به مراكش فراخواندند تا مقام ولايت‌عهدى يابد . اين منصب از برادرش محمد به او منتقل شده بود . ابو يعقوب يوسف در ركاب پدرش خليفه عبد المؤمن به جهاد بيرون رفت ولى در ماه جمادى الاخر همين سال در سلا عبد المؤمن را مرگ فرا رسيد . او را در تينملل در كنار قبر المهدى به خاك سپردند . و اللّه اعلم .

دولت خليفه يوسف بن عبد المؤمن

چون عبد المؤمن به هلاكت رسيد ، پسرش السيد ابو حفص عمر براى برادر خود ابو يعقوب يوسف به اتفاق همهء موحدين از مردم بيعت گرفت . ابو يعقوب يوسف بويژه از شيخ ابو حفص خشنود بود و او را در مقام وزارت خويش ابقا كرد . شيخ ابو حفص وزير پدرش عبد المؤمن بود