و حق ، اينقدر اندوه و غصّه مىخورد . نظير اين سخن ، در آيهء 35 سورهء انعام ، جلد سوم و آيهء ششم سورهء كهف بيان شد .
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ .
خداى سبحان به پيامبر بزرگوارش مىگويد : بر خودت آسان بگير . اگر ما مىخواستيم آنان از روى اجبار ايمان بياورند ، عذابى را از آسمان فرومىفرستاديم كه آنها با چشمان خود آن را ببينند و به آنان مىگفتيم : انتخاب كنيد ، يا هلاكت و يا ايمان . ترديدى نيست كه در اين صورت ، آنان ذليلانه تسليم مىشدند ، لكن آيا اين ، همان ايمانى بهشمار مىرود كه آنان بر اثر آن استحقاق پاداش خواهند يافت ؟ . هرگز چنين نيست ؛ زيرا ايمان به حق ، ايمانى است كه با اراده و اختيار باشد ، نه از روى اجبار و به همين سبب ، ما به آنها هم توان كار نيك را داديم و هم توان كار بد را و آنها را به اين يكى امر كرديم و از آن يكى نهى نموديم و رهايشان كرديم ، تا هركدام را كه مىخواهند برگزينند ، تا در صورت اطاعت ، استحقاق پاداش يابند و در صورت مخالفت ، استحقاق مجازات .
پرسش : خداوند اين كار را [ - مجبور كردن به ايمان ] در حق بنى اسرائيل در دوران موسى عليه السّلام انجام داد ، به دليل اينكه خداوند مىگويد : « و كوه را بر فراز سرشان چون سايبانى نگه داشتيم و مىپنداشتند كه اكنون بر سرشان خواهد افتاد . كتابى را كه به شما دادهايم با نيرومندى بگيريد » . « 1 » بنابراين ، چگونه اجبار را در آنجا اثبات و در اينجا نفى مىكند ؟
پاسخ : قرآن آشكارا نشان مىدهد كه خداوند با يهود بهگونهاى رفتار كرد كه با رفتار او با ساير بندگانش شباهتى ندارد ؛ زيرا از نظرگاه قرآن ، يهوديان سرشتى دارد كه بر خلاف ديگر انسانهاست و ديگران را نمىشود با آنان مقايسه كرد و ما در اينباره در جلد اوّل ، زير عنوان « ديگران با يهود قياس نمىشوند » به تفصيل سخن گفتيم .
وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ * فَقَدْ كَذَّبُوا
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 171 .