تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 792

مساهمون:

ص٧٩٢

واژگان

الباخع : هلاك‌كننده . بخع نفسه : خود را هلاك كرد . الأعناق : گردن‌ها و به معناى گروه‌ها نيز به‌كار مىرود . الزوج : صنف .

اعراب

« تلك » مبتداست و
« آياتُ الْكِتابِ »
خبر آن است . « لعلّ » در اين‌جا معناى مهربانى را دربر دارد . « نفسك » مفعول به است براى « باخع » . مصدر گرفته شده از أن لا
يَكُونُوا
مفعول من اجله است . « ظلّ » براى روز است ، مىگويى : ظلّ ، يعنى در روز اقامت گزيد . بات ، يعنى در شب اقامت گزيد . ظلّ و بات از اخوات « كان » مىباشند كه اسم را رفع و خبر را نصب مىدهند . « أعناقهم » اسم « ظلّت » و « خاضعين » خبرند و اصل اين جمله چنين بوده است : فظلّوا لها خاضعين . آن‌گاه واو جمع حذف شده و « أعناق » جانشين آن گرديده است ، زيرا أعناق [ - گردن ] جاى فروتنى است و واژهء « خاضعين » بر اصل خودش رها شده است .
« مِنْ ذِكْرٍ » .
« من » زايد و « ذكر » فاعل « يأتيهم » و « كم » مفعول « أنبتنا » است .

تفسير

طسم .
در آغاز سورهء بقره دربارهء اين نوع حروف سخن گفته شد .
تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ .
« تلك » به آيات اين سوره اشاره است . مراد از كتاب ، قرآن است . المبين ، يعنى حق را بيان مىكند و آشكار مىسازد .
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ .
خطاب از سوى خدا به محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و در اين خطاب او را سرزنش مىكند كه چرا به خاطر روى گردانيدن قومش از هدايت