تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
كشى را كه زندگى دروغ‌پردازان و كينه‌توزان بر آن استوار است ، تحريم مىكند ؟ در اين‌صورت ، براى حفظ زندگى آنان هيچ وسيله‌اى وجود ندارد ، جز شايعه‌پراكنىها و دروغگويىها و جز اين‌كه دربارهء محمّد صلّى اللّه عليه و إله بگويند : او جادوگر ، دروغگو و ديوانه است و دربارهء قرآن بگويند : آن افسانه‌هاى پيشينيان است كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله از اين و آن برگرفته است .
فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً .
مشركان ستم بزرگى را به خدا ، پيامبر او و به خودشان كردند ، ستمى كه آنها را به‌سوى هلاكت سوق داد . همچنين آنان ستمى آشكارا را مرتكب شدند كه به قرآن نسبت دروغ دادند . واژهء ظلم و زور [ در آيه ] نشان مىدهد كه آنان به‌رغم اين‌كه مىدانستند خودشان دروغ مىگويند ، دروغ را به پيامبر بزرگوار نسبت دادند . خوب است در اين‌جا به آنچه امروز دشمنان اسلام جسورانه نشخوار مىكنند و در گذشته نيز آن را تكرار مىكردند اشاره كنيم و آن اين‌كه منبع محتواى قرآن ، تورات و انجيل است . و اين سخن ، ادامهء همان سخنى است كه ستمگران و نيرنگ‌بازان در دوران پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله مىگفتند و انگيزهء اين ستمگرى و نيرنگ هم يكى است و آن اين‌كه آنها از حقى مىترسند كه ستمگران ديروز و امروز را رسوا مىكند و جنايت‌ها و اهداف پليدشان را در منظر همگان برملا مىسازد .
وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا .
دروغگويان ، واله و حيران ماندند كه چه بگويند ؟ آيا شايع كنند كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله علوم قرآن را از ديگران آموخته است ؟ اين شايعهء آنها را چه كسى تصديق كند ، درحالىكه تمام مردم مىدانند كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله بىسواد است و خواندن و نوشتن نمىداند ؟ سرانجام به اين خيال افتادند كه راه بيرون رفتن از اين بن‌بست را پيدا كنند و آن اين‌كه به دروغ بگويند : قرآن چيزى جز افسانه‌هاى پيشينيان را در خود ندارد كه براى محمّد صلّى اللّه عليه و إله نوشته و بارها بر او خوانده شده و تكرار گرديده ، تا وى آنها را از بر كرده است . آن‌گاه آنها را با سبك خودش به شكل خاصّى درآورده و در ميان مردم پخش كرده و گفته