تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
باغ‌هايى كه در آنها نهرها جارى باشد و برايت قصرها پديد آورد . ( 10 ) بلكه اينان قيامت را دروغ انگارند . و ما براى كسانى كه قيامت را دروغ انگارند آتش سوزان آماده كرده‌ايم . ( 11 ) كه چون از راه دور در آن بنگرند جوشش و خروشش را بشنوند . ( 12 ) و چون دست‌ها بر گردن بسته ، در تنگنايى از آن افتند ، به دعا ، مرگ خويش مىخواهند . ( 13 ) امروز نه يك‌بار مرگ خويش خواهيد ، مرگ خويش فراوان خواهيد . ( 14 ) بگو : آيا اين بهتر است يا آن بهشت جاويدان كه به پرهيزگاران وعده شده است . كه پاداش و سرانجام آنان خواهد بود . ( 15 ) تا ابد هرچه بخواهند در آن‌جا هست . وعده‌اى است كه انجام دادن آن از پروردگارت خواسته آمده است . ( 16 )

واژگان

مسحورا : كسىكه عقلش تحت تأثير ديگرى قرار گرفته باشد [ - جادو شده ] . السعير : آتش سوزان . التغيظ : هيجان و جوشش . الزفير : كشيدن و برگردانيدن نفس . مقرّنين : در زنجيرشدگان . الثبور : هلاكت .

اعراب

« ما » مبتداست و « لهذا » خبر آن و « الرّسول » عطف بيان از « هذا » است . جملهء « يأكل » حال از « الرّسول » است . « لو لا » از ادات تحضيض است . « فيكون » منصوب است به « أن » كه پس از فايى كه در جواب « لو لا » واقع شده ، در تقدير است .
« أَوْ يُلْقى »
و مابعدش عطف است بر
« أُنْزِلَ إِلَيْهِ » .
« جنّات » بدل از « خيرا » است . « يجعل » ، مجزوم ، عطف است بر « جعل » ؛ زيرا « جعل » جواب « إن » شرطيه است و در لفظ مبنى و در