آن را بر بندهء خود ، محمّد صلّى اللّه عليه و إله فروفرستاد ، زيرا اين قرآن مردم را به آنچه كه پايدارتر است هدايت مىكند و مخالفانش را از عذابى دردناك مىترساند . خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و إله را به بندگى خودش توصيف كرده است ، تا او را بزرگ شمارد ؛ زيرا بزرگترين مردم كسى است كه تنها در برابر كسى سر فرود مىآورد كه خوارى و فروتنى در حق او محال است [ يعنى خدا ] و حقيرترين مردم كسى است كه در برابر غير خدا سر فرود آورد و يا از غير خدا عزّت بجويد . نظير اين آيه در اوّل سوره كهف بيان شد .
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ .
اين آيه ردّى است بر عرب دوران جاهليت كه بهخدا شرك آوردند و نيز ردّى است بر نصارا كه گفتند : مسيح پسر خداست و دليل ردّ هم آن است كه جهان و آنچه در آن مىباشد و كسانى كه در آن هستند همگى مملوك خدا مىباشند ، و مملوك نه شريك مالك است و نه فرزند او .
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً .
خداوند هرچيزى را آفريد و اسباب آفرينش استوارى و ساماندهى آن به اندازه قرار داد ، به نحوى كه هركدام وظيفهاش را به كاملترين صورت انجام دهد . بديهى است كه تصادف در استوارى و استحكام جايى ندارد و هركه بدان توسّل جويد يا نادان است و يا بىمنطق .
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً .
بديهيات را هم دانا مىداند و هم نادان ، زيرا انسان آن را از طريق فطرتش درك مىكند و در شناخت آن بهدليل نياز ندارد ، ازاينرو ، بديهيات دليلى براى ديگر چيزها محسوب مىشود . يكى از روشنترين بديهيات آن است كه خدا بايد بر آفرينش ، سود رسانيدن ، زيان رسانيدن ، زنده كردن ، ميراندن ، زنده كردن و گرد آوردن پس از مرگ توانا باشد . امّا بتهايى كه شما اى مشركان ، آنها را مىپرستيد ، بر هيچيك از اين امور توانايى ندارند ، پس چگونه مىتوانند خدا باشند ؟