تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ .
در آيهء چهارم همين سوره ، خداوند بيان كرد : كسى كه زنى به زنا متهم كند و چهار نفر گواه [ براى اثبات مدّعايش ] نياورد ، مجازات او در دنيا آن است كه حاكم شرع وى را - هركه باشد - هشتاد ضربه شلاق بزند و دربارهء مجازات او در آخرت سكوت اختيار كرده است . در آيه‌اى كه اينك در صدد تفسير آنيم ، خداوند عقاب تهمت‌زننده را در جهان آخرت بيان كرده كه عبارت است از : عذابى بزرگ . البته ، در صورتى كه فرد متهم ، انسانى پاك و به دور از تهمتى باشد كه به او نسبت داده شده است و همين معنا ، مقصود سخن خداوند است : « الغافلات » ، يعنى زنانى كه از زنا بىخبرند و دربارهء آن نمىانديشند و يا آن را انجام نمىدهند . اگر كسى مرد پاك‌دامنى را به زنا متهم كند نيز همين حكم را دارد .
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ .
شخص مدّعى در دنيا به گواهان نياز دارد . براى نمونه ، اگر زنى ادّعا كند كه فلانى وى را به زنا متهم كرده است و مدّعى عليه آن را انكار كند ، اين زن بايد ادّعاى خود را ثابت كند و اگر نتواند ، ادّعاى او مردود است . امّا در آخرت نياز به شهود نيست و از آنان خواسته نمىشود كه شاهد بياورند ، زيرا كنندهء كار راهى براى انكار ندارد و اگر فرض كنيم كه او انكار كند و يا قصد انكار داشته باشد ، اعضا و جوارح او بر عليه او گواهى مىدهد ؛ زيرا هر عضوى گواهى مىدهد كه فلان كار را انجام داده است . براى نمونه ، زبانش بر سخن گفتن ، دستش بر ستم كردن ، پايش بر راه رفتن و . . . گواهى مىدهد .
يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ .
مراد از دين در اين‌جا ، كيفرى است كه بايد به آنان داده شود و معناى آيه چنين است : خدا در قيامت از آنان بازپرسى مىكند و برطبق حق و عدالت ، كيفرشان مىدهد و در اين هنگام است كه آنان آگاه مىشوند كه قيامت و حساب و كيفر كردار ، حقى است كه هيچ راه گريزى از آن وجود ندارد .