تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
پرسش : دليل بر اين‌كه بت‌ها خدا نمىباشند در خود بت‌هاست . بنابراين ، چرا قرآن مىخواهد براى اثبات اين امر دليل ارائه كند ؟ پاسخ : نفى الوهيت از بت‌ها در منطق عقل از بديهيات است و كسانى كه اين بت‌ها را پرستيدند و آنها را به عنوان خدايان برگزيدند ، انگيزه عقلى نداشته‌اند ؛ بلكه با انگيزه‌هايى ديگر اين كار را كردند ؛ نظير تقليد ، تربيت ، مصلحت و ساير انگيزه‌هايى كه اگر هم درست باشند مىتوان بر آنها خرده گرفت .

پيرامون باور يكتاپرستى

درحالىكه آيات قرآن حكيم را تفسير مىكنم ، كم‌كم اين احساس در من به‌وجود مىآيد كه هراندازه در تفسير پيش مىروم درهاى تازه‌اى از شناخت رمزها و شگفتىهاى قرآن‌كه بىنهايتند به رويم گشوده مىشود . براى نمونه ، بسيارى از آيات با لفظ خود و يا با معناى خود در كتاب خدا تكرار شده‌اند . بنابراين ، در مرتبهء نخست ، معناى آيه را برطبق آنچه از لفظ و سياق و ديگر قراين مىفهمم شرح مىدهم . در مرتبهء دوم ، آيهء تكرار شده را بر آيه‌اى كه قبلا بيان شده ، عطف مىكنم و به نام سوره و شماره آيهء پيشين هم اشاره مىنمايم و يا اين آيه را با شيوهء دوم تفسير مىكنم . در مرتبهء دوم و يا سوم به نكته‌اى در آيه پى مىبرم كه قبلا بر خودم و بر تمام مفسران و به تعبير درست‌تر : بر صاحبان تفاسيرى كه اكنون در نزدم موجودند پوشيده مانده بود . بيشتر آياتى كه در كتاب خدا تكرار شده ، همان آياتى است كه بر يگانگى خداوند و طعنه زدن به شرك و پيروان آن ، دلالت دارد و خداى سبحان آن را با شيوه‌هاى گوناگون و صورت‌هاى مختلف بيان كرده است . درباره اثبات توحيد و نفى شرك در جلد دوم ، زير عنوان « دليل يكتاپرستى و اقانيم سه‌گانه » سخن گفتم . آن‌گاه با شيوهء ديگر در جلد چهارم زير عنوان « خردهاى مردم ، آنان را از دين خدا بىنياز نمىكند » دربارهء اين موضوع بار ديگر سخن گفتم و نيز همين موضوع را با شيوهء سوم در تفسير
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 571 | محمد جواد مغنية