تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
آيند مگسى را نخواهند آفريد ؛ و اگر مگسى چيزى از آنها بربايد بازستاندنش را نتوانند . طالب و مطلوب هردو ناتوانند . ( 73 ) خدا را چنان‌كه سزاى اوست نشناختند ؛ هرآينه خداوند نيرومند و پيروز است . ( 74 ) خدا از ميان فرشتگان و مردمان رسولانى برمىگزيند . هرآينه خدا شنوا و بيناست . ( 75 ) آنچه را كه در پيش روىشان است و آنچه را كه پشت سرشان است مىداند و همه به او بازمىگردد . ( 76 )

واژگان

السلطان : حجت و برهان . المنكر : در اين‌جا مراد از آن نفرتى است كه نتيجهء انكار مىباشد . يسطون : حمله‌ور شوند . يصطفى : برمىگزيند .

اعراب

« سلطانا » تميز است ؛ زيرا به معناى « من سلطان » مىباشد . در آيهء 71 سورهء اعراف آمده است :
« ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ » .
« مِنْ نَصِيرٍ » .
« من » زايد و « نصير » مبتداست و « للظالمين » خبر مقدم مىباشد . « بينات » حال از « آياتنا » است . « النار » مبتدا و جملهء « وعدها » خبر آن است .
« حَقَّ قَدْرِهِ »
مفعول مطلق است براى « قدروها » ؛ زيرا « حق » به مصدر فعل اضافه شده كه عبارت است از : « قدره » .

تفسير

وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ .
علم به يك چيز - هرچيزى كه باشد - يا علم بديهى است كه بدون تصور چيز براى انسان حاصل مىشود ؛ از قبيل علم به اين‌كه مثلث غير از مربع و مربع غير از دايره است و يا علم