آيند مگسى را نخواهند آفريد ؛ و اگر مگسى چيزى از آنها بربايد بازستاندنش را نتوانند .
طالب و مطلوب هردو ناتوانند . ( 73 )
خدا را چنانكه سزاى اوست نشناختند ؛ هرآينه خداوند نيرومند و پيروز است . ( 74 )
خدا از ميان فرشتگان و مردمان رسولانى برمىگزيند .
هرآينه خدا شنوا و بيناست . ( 75 )
آنچه را كه در پيش روىشان است و آنچه را كه پشت سرشان است مىداند و همه به او بازمىگردد . ( 76 )
واژگان
السلطان : حجت و برهان .
المنكر : در اينجا مراد از آن نفرتى است كه نتيجهء انكار مىباشد .
يسطون : حملهور شوند .
يصطفى : برمىگزيند .
اعراب
« سلطانا » تميز است ؛ زيرا به معناى « من سلطان » مىباشد . در آيهء 71 سورهء اعراف آمده است :
« ما نَزَّلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ » .
« مِنْ نَصِيرٍ » .
« من » زايد و « نصير » مبتداست و « للظالمين » خبر مقدم مىباشد . « بينات » حال از « آياتنا » است . « النار » مبتدا و جملهء « وعدها » خبر آن است .
« حَقَّ قَدْرِهِ »
مفعول مطلق است براى « قدروها » ؛ زيرا « حق » به مصدر فعل اضافه شده كه عبارت است از : « قدره » .
تفسير
وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ .
علم به يك چيز - هرچيزى كه باشد - يا علم بديهى است كه بدون تصور چيز براى انسان حاصل مىشود ؛ از قبيل علم به اينكه مثلث غير از مربع و مربع غير از دايره است و يا علم