به يد قدرت خويش برايشان چارپايان را آفريديم » . نيز مىگويد :
« ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ؛
« 1 » چه چيزى تو را از سجده كردن در برابر آنچه من با دو دست خود آفريدهام منع كرد ؟ » .
بههرحال ، هدف از سخن خداوند :
« وَ يُمْسِكُ السَّماءَ . . . »
آن است كه خدا مىخواهد به انسان بگويد : او بايد دربارهء آفرينش جهان هستى بسيار بينديشد و اين كه چگونه خداوند آن را با قدرت خويش استوار ساخته ، با لطف و حكمتش اداره مىكند و اگر اين لطف و مديريت نبود ، نظام هستى برهم مىخورد و با تمام ستارگانش نابود مىگرديد .
وَ هُوَ الَّذِي أَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ .
اين سخن در آيهء 28 سورهء بقره ، جلد اوّل ، در بخش « دو مرگ و دو زندگى » بيان شد .
امّا توصيف انسان به صفاتى چون : ناسپاس ، ستمگر ، خودخواه و امثال آن ، تعريف حقيقت و هويت او نيست ، بلكه اين صفات ، رفتار او را در برخى از موقعيتهاى وى تفسير مىكند . به تفسير آيهء نهم سورهء هود ، جلد چهارم رجوع كنيد .
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً هُمْ ناسِكُوهُ .
مراد از « كل
أُمَّةٍ »
پيروان اديان است .
« منسك » به چارپايانى گفته مىشود كه براى خدا سربريده مىشوند ، چنانكه در آيهء 34 همين سوره به اين معنا بهكار رفته است و نيز به معناى محل عبادت و به معناى آيين و روش نيز بهكار مىرود و مراد از سخن خدا كه بلافاصله مىگويد :
فَلا يُنازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ ،
همين معناى اخير است . بدينمعنا كه هرگاه براى هرملتى آيين و روشى باشد ، پس نبايد پيروان اديان و كيشها دربارهء اسلام و آيين آن با تو اى محمّد ! به نزاع برخيزند ؛ چرا كه آيين تورات و انجيل براى گذشتگان بوده ، امّا آيين قرآن براى مردم دورهاى است كه در آن نازل شده و نيز براى هردورهاى [ پس از آن ] تا روز قيامت .
وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ .
به سوى پروردگارت فراخوان و به روى گردانيدن كسى كه
هامش
( 1 ) . ص ( 38 ) آيهء 75 .