مىكنند تا آنگاه كه قيامت ناگهان بر سرشان فرارسد يا به عذاب روز بىشادمانى گرفتار آيند . ( 55 )
فرمانروايى در آنروز از آن خداست . ميانشان حكم مىكند . پس كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى شايسته كردهاند ، در بهشتهايى پر نعمتاند . ( 56 )
و كسانى كه كفر ورزيدهاند و آيات ما را دروغ شمردهاند ، برايشان عذابى است خواركننده . ( 57 )
واژگان
ينسخ : باطل مىكند .
الشقاق : مراد از آن در اينجا عصيان و مخالفت است .
تخبت : رام شود .
المرية : ترديد .
مهين : خواركننده .
اعراب
« مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ » .
« من » اوّل و دوم هردو از لحاظ اعراب زايدند . صاحب البحر المحيط مىگويد : « من » اوّل براى ابتداى مقصد و دوم زايد است . « فيؤمنوا » عطف است بر « ليعلم » و همچنين است « فتخبت » . « بغتة » به معناى باغتة حال از « الساعة » است .
تفسير
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ .
مفسران اختلاف كردهاند : آيا نبى و رسول هردو يك معنا دارند و يا براى هركدام معنايى خاص است ؟ ديدگاه نزديك به صواب آن است كه از اين لحاظ كه خداوند آنچه را مىخواهد به نبى و رسول خبر مىدهد ، تفاوتى ميان ايندو ، وجود ندارد ؛