تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
وقت معيّنى مهلت مىدهد ، به نابودى دهكده‌هايى اشاره مىكند كه مردم آنها ستمكار بوده‌اند . اين دهكده‌ها چنان‌كه واژهء « كأيّن » به آن دلالت مىكند ، فراوان است . نظير اين آيه در آيهء سوم سورهء اعراف ، جلد سوم بيان شد .
فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها .
اين جمله در آيهء 259 سورهء بقره ، جلد اوّل و آيهء 42 سورهء كهف بيان گرديد .
وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ .
بئر « معطّلة » آن است كه چاهى پر از آب باشد ، لكن كسى از اين چاه آب برندارد .
« قَصْرٍ مَشِيدٍ » ،
يعنى كاخ بلندى كه كسى در آن سكونت نداشته باشد . مقصود آن است كه شهر ستمكاران ، پس از آن‌كه مسكونى و پر از اقامت‌كنندگان و مسافران بود ، به بيابانى وحشتناك تبديل شد .
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها .
ضمير « يسيروا » به كسانى برمىگردد كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب كردند : آيا اين گروه از جايگاه‌هاى به خاك افتادن تكذيب‌كنندگان پند نمىگيرند ؟ آيا نمىنگرند كه چگونه شهرشان خالى و دارايىهايشان بدون استفاده باقى مانده است ؟ نظير اين آيه در سورهء آل عمران ، آيهء 137 ، جلد دوم و آيهء 36 سورهء نحل ، جلد چهارم بيان شد .
فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ .
وقتى انسان چشم بصيرت و درك نداشته باشد ، داشتن گوش و چشم چه سودى دارد ؟ زيرا گوش و چشم ابزار است و اصل همان خرد مىباشد .
وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ .
خطاب براى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله است و ضمير جمع به مشركان قريش برمىگردد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آنها را در صورتى كه بر شرك پافشارى كنند ، به عذاب هشدار مىداد و آنها نيز همان سخنى را مىگفتند كه پيشينيان به هر پيامبرى كه ايشان را از شرك نهى مىكرد ، و به آنان هشدار مىداد ، مىگفتند : « آنچه را كه ما را از آن مىترسانى بياور ، اگر راست مىگويى » .
وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ .
بنابراين ، مادام كه وفاى به وعده يقينا صورت مىگيرد ،