در اين جمله نظير « من » در سخن شماست كه مىگوييد : خاتم من حديد ؛ انگشترى از آهن است .
وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ .
قول زور هرسخن حرامى را دربرمىگيرد ، دروغ باشد يا غيبت و يا فحش و ناسزا . بدترين نوع دروغ ، گواهى دادن دروغ است ؛ زيرا اين گواهى باعث مىشود كه حقوق خدا و مردم تضييع شود . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « گواهى دروغ معادل شرك به خداست » او سپس آيهء مزبور را قرائت كرد .
حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ .
مقصود از « حنفاء » كسانىاند كه بر دين حق استوار و از اديان باطل روىگردان باشند .
« غَيْرَ مُشْرِكِينَ »
تأكيد براى « حنفاء » است . ما در هنگام تفسير آيهء 107 سورهء اسراء دربارهء « حنفاء » سخن گفتيم .
وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ .
اين آيه كنايه از آن است كه هيچ گناهى با گناه شرك برابرى نمىكند و هيچ عذابى از عذاب انسان مشرك سختتر نيست . اگر كسى در آيات قرآنى و احاديث نبوى جستجو كند ، درخواهد يافت كه گناه مشرك در نزد خدا بزرگتر از گناه ملحد است و ممكن است رمز اين موضوع آن باشد كه ملحد ( كافر ) نقصى را براى خدا ثابت نمىكند ؛ زيرا وجود او را از پايه قبول ندارد و اين ، گناه بزرگى است كه در آن ترديدى وجود ندارد ، لكن گناه مشرك بزرگتر است ؛ زيرا شرك آوردن از يكسو انكار آفريننده يكتاست و از سويى ديگر اثبات نقص براى خداى موجود است .
ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ .
شعاير خدا و حرامهاى او يك معنا دارد . كه در تفسير آيهء پيشين دربارهء آن سخن گفتيم . ترديدى نيست كه كسى ، جز پرهيزكاران اخلاصمند از احكام خدا فرمان نمىبرد . از مصاديق احترام شعاير خدا و اطاعت از احكام او آنست كه در ايام حج ، حيوانى چاق و سالم سر بريده شود .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « نه حيوان لنگ ، نه لاغر ، نه بدون گوش ، نه سوراخ گوش ، نه گوش بريده و نه شاخ شكسته ، هيچكدام را قربانى مكن » .