الطواف : چرخيدن .
الضامر : لاغر ، تكيده .
الفجّ : راه .
العميق : دور .
بهيمة الأنعام : شتر ، گاو و گوسفند .
البائس : كسى كه گرفتار سختى و تنگدستى باشد .
التفّث : چرك . گفته مىشود : قضى تفثه ، يعنى چرك او را بر طرف كرد .
اعراب
« بوّأنا » به معناى هيّأنا ، يعنى آماده كرديم است و بدينسبب ، لام بر ابراهيم داخل شده است . « مكان » منصوب به بوّأنا .
« أَنْ لا تُشْرِكْ » .
« أن » مفسره است براى فعل محذوف : أوحينا إليه أن لا تشرك ؛ وحى كرديم به او كه شرك نياور . « رجالا » حال و به معناى پيادهروندههاست .
« عَلى كُلِّ ضامِرٍ »
نيز حال است : مشاة و ركبانا . جملهء « يأتين » صفت براى
« كُلِّ ضامِرٍ »
و ضمير به
« كُلِّ ضامِرٍ »
برمىگردد ؛ زيرا كلّ بهمعناى جمع است . مصدر مؤوّل از « ليشهدوا » متعلق به « يأتوك » است .
تفسير
وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ .
مراد از « قائمين » كسانىاند كه در مكه و اطراف آن سكونت داشته باشند . مراد از
« الرُّكَّعِ السُّجُودِ » ،
نمازگزاران است . قريش بتها را مىپرستيدند و امور كعبه را به عهده داشتند . پس از آنكه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله به رسالت مبعوث شد ، آنان با او و كسانى كه به وى ايمان آوردند به دشمنى برخاستند و مسلمانان را از طواف و نماز خواندن در خانه خدا منع كردند ، چنانكه در آيهء پيشين