كسى كه آفرينش آخرت را انكار مىكند ، درحالىكه آفرينش نخست را مىبيند » .
وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ .
در اين زندگى ، هم اندوه است و هم شادمانى ، هم لذّت است و هم رنج ؛ لكن هيچكدام هميشگى نيست و به همين دليل گفتهاند : روزگار را دو روز باشد : روزى به نفع تو و روزى بر زيان تو . امّا برخى از مردم ، هرگاه رنجور شوند ، اعصابشان خرد مىشود و گمان مىكنند ، گرفتار مشكلى شدهاند كه قابل حلّ نيست . بنابراين ، شرّ را براى خود مىخوانند ، چنانكه خير را برايشان مىخوانند و اين ، يك نوع نادانى و حماقت بهشمار مىرود ، درحالىكه اگر اندكى شكيبايى پيشه كنند ، با گذشت روزگار ، دردها و رنجهايشان از بين مىرود .
وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا .
انسان در فراخواندن شرّ بر زيان خود ، شتابزده است .
سزاوار است به اين نكته اشاره شود كه مراد از انسان برخى از افراد آن است . در نهج البلاغه آمده است : « نسبت به چيزى كه وجود دارد و در كمين است شتاب مكنيد و نسبت به آنچه فردا اتّفاق مىافتد سهلانگارى منماييد ؛ زيرا چه بسيار شتابكنندهاى كه چيزى را درك كرده است ، امّا دوست دارد كه آن را درك نمىكرد » .
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ ؛
شب و روز را دو نشانه قرار داديم كه وجود خدا را نشان دهند ؛ زيرا هماهنگى و پىدرپى آمدن اين دو ، در طول هزاران سال برطبق قوانين ثابت و نظام هميشگى است و هيچ سالى با سال ديگر متفاوت نيست و همهء اين امور ، دليل قاطعى است بر وجود يك ادارهكنندهء حكيم و مهندس دانا . خوب است بدين مطلب اشاره شود كه خداوند دانشمندان و انديشهگران را فراخوانده است كه از طريق انديشيدن دربارهء آفرينش آسمانها و زمين و نظام و دقت و استحكامى كه در آنها وجود دارد ؛ نظير پىدرپى آمدن شب و روز و ديگر پديدههاى هستى به او ايمان ايمان آورند . امّا سادهانديشان و سادهلوحان ، را از طريق يادآورى نعمت و بخشش خود بر ايشان به سوى ايمان فرامىخواند ؛ همانند اين آيه : « پس بايد پروردگار اين خانه را بپرستند ، آنكه به هنگام گرسنگى طعامشان داد و از بيم در