مىكنند . ( 42 )
يا آنكه خدايانى دارند كه به جاى ما آنان را از حوادث نگه مىدارند ؟ نه ، آن خدايان يارى خويشتن نتوانند و ما نيز آنان را پناه ندهيم . ( 43 )
بلكه ما آنها و پدرانشان را بهرهمند كرديم تا عمرشان به درازا كشيد . آيا نمىبينند كه قصد اين سرزمين مىكنيم و از اطراف آن مىكاهيم ؟ آيا باز هم آنها پيروزند ؟ ( 44 )
واژگان
العجل : تفاوت ميان عجله و سرعت آن است كه اقدام به كارى پيش از وقتش را عجله گويند و اقدام به آن كار ، در آغاز وقتش را سرعت . سرعت به كار نيك پسنديده است . خدا مىگويد :
وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ ؛
در كارهاى نيك شتاب مىكنند . امّا عجله امرى نكوهيده است و مشهور است كه عجله كار شيطان است .
لا يكفّون : نمىتوانند دفع كنند . مىگويى : كففته عنّى ، يعنى دفع كردم آن را از خود .
تبهتهم : حيران مىكند آنان را .
ينظرون : به تأخير انداخته مىشوند .
حاق : فرود آمد .
يكلؤكم : حفظ مىكند شما را .
يصحبون : پناه داده مىشوند . عرب مىگويد : أنا صاحب لك من فلان ؛ يعنى در برابر فلانى به تو پناه مىدهم .
اعراب
« حين » مفعول است به براى « يعلم » : يعلم الوقت . جواب لو محذوف است : لو يعلم الكافرون لانتهوا . « بغتة » در موضع حال از مفعول « تأتيهم » است : تأتيهم مبغوتين .
« أَمْ لَهُمْ » .
« أم » منقطعه و به معناى « بل » است . جملهء « تمنعهم » صفت است براى