واژگان
أعطى كلّ شىء خلقه : آفرينش هرچيزى را استوار گردانيده است .
ما بالك : اين واژه و نيز واژههاى ما حالك و ما شأنك يك معنا دارند : حالت چيست ؟
ضلّ : خطا كرد .
سلك : هموار كرد .
أزواجا : انواع .
النّهى : عقول ، خردها و مفرد آن نهية به ضمّ نون است .
اعراب
« كُلَّ شَيْءٍ »
مفعول اوّل براى « أعطى » است و « خلقه » مفعول دوم .
« فَما بالُ الْقُرُونِ »
مبتدا و خبر است . « علمها » مبتدا و
« فِي كِتابٍ »
خبر آن مىباشد .
« عِنْدَ رَبِّي »
متعلّق به متعلّق
« فِي كِتابٍ »
است كه در تقدير چنين است : علمها ثابت في كتاب عند ربّي .
« الَّذِي جَعَلَ »
صفت و يا عطف بيان است براى « ربّى » . « شتّى » صفت براى « أزواج » و يا براى « نبات » است . صاحب مجمع البيان مىگويد : « تارة » منصوب است ، بنابراينكه مفعول مطلق مىباشد و در كتابهاى لغت آمده است : تار الماء يتور تورا ؛ آب پىدرپى جريان يافت .
تفسير
قالَ فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى .
موسى عليه السّلام و هارون به سوى فرعون رفتند و برطبق فرمان خداوند به او گفتند : ما فرستادگان پروردگارت هستيم و براى اثبات راستگويى و نبوّت ما حجّت و دليل آورديم . بنابراين ، اگر به دين خدا گرويدى ، از خشم و بلاى او در امان خواهى بود ، در غير اين صورت ، از زمرهء هلاكشوندگان مىباشى . اين