تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
آيه ، مطلبى است كه در نهج البلاغه آمده است : « پس از اندك‌زمانى ، پيروىكننده از پيروى شده و رهبر از رهبرى شده بيزارى خواهد جست . بنابراين ، با خشم از يكديگر دور مىشوند و در هنگام ديدار ، يكديگر را نفرين مىكنند » . خداوند تعالى مىگويد : » از آنها بيزارى مىجوييم و به تو مىگرويم . اينان ما را نمىپرستيده‌اند » ، « 1 » بلكه آنان هوس‌ها و آرمان‌هايشان را مىپرستيدند .
أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا .
« تؤزّهم » ؛ يعنى آنان را به گناهان وادار و تحريك كنند و معناى آيه چنين است : خداوند ميان آنان و شياطينى كه ايشان را به‌وسيلهء گناهان وسوسه مىكنند و فريب مىدهند ، مانعى ايجاد نمىكند و با ارادهء تكوينىاش ، شياطين را از آنان دور نمىسازد و تنها راه خير و شر را برايشان بيان مىكند و به آنها هم توان ترك را مىدهد و هم توان انجام دادن را . آنان را از اين كار نهى مىكند و بدان كار فرمان مىدهد و در فعل و ترك مختارشان مىگذارد ؛ چرا كه اگر اراده را از آنها سلب كند ، ميان آنها و جمادات هيچ تفاوتى نخواهد بود .
فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا .
اى محمّد ! به هلاك كردن كافران شتاب مكن ؛ زيرا اين كار به ناچار صورت خواهد گرفت ؛ لكن خداوند هلاكت آنان را تا مدّتى معيّن به تأخير مىاندازد ، تا كردارشان را بر زيانشان به حساب آورد و آن‌گاه بر طبق استحقاقى كه دارند مجازاتشان نمايد . بنابراين ، هيچ خيرى در زندگى دراز وجود ندارد ، مگر براى كسى كه ايمان آورد و كار شايسته انجام دهد . امّا كسى كه كافر شده و گناهان را مرتكب گرديده است ، زندگىاش بر او و بال خواهد بود : « كافران مپندارند در مهلتى كه به آنها مىدهيم خير آنهاست . به آنها مهلت مىدهيم تا بيشتر به گناهانشان بيفزايند و براى آنهاست عذابى خواركننده » . « 2 »
هامش
( 1 ) . قصص ( 28 ) آيهء 63 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 178 .