فَوَ رَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَ الشَّياطِينَ .
ضمير غايب در « لنحشرنّهم » به منكران قيامت برمىگردد . مراد از « حشر » بيرون آوردن آنان از قبرهايشان در حالت ذلّت و خوارى ، به همراه كسانى است كه آنها را از حق منحرف كردهاند .
ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا .
پس از آنكه منكران قيامت ، در بدترين حالت از گورهايشان بيرون مىآيند ، فرشتگان آنان را در پيرامون جهنّم بر زانو مىنشانند تا به آن نگاه كنند و بر حسرت و اندوهشان افزوده شود .
ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا .
پس از آنكه منكران قيامت درحالىكه بر زانوهايشان نشسته و پيرامون جهنّم حلقه زدهاند و گروههاى مختلفىاند ، خداوند در آغاز از هرگروهى ، رهبران و سركردگان سركش آنها را مىگيرد و به جهنم مىاندازد ، سپس آنان را كه سركشتر و ستمگرتر از ديگران بودند مىگيرد و هركدام را در جايى از عذاب سوزان كه شايستگى آن را دارد مىگذارد .
ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلى بِها صِلِيًّا .
خداوند گناهانى را كه انسان پنهانى و يا آشكارا مرتكب شده است مىداند و او را به آنچه استحقاق دارد كيفر مىدهد .
بنابراين ، هركس كه گناه بزرگتر انجام داده باشد ، كيفرش هم بزرگتر است و گناه هر كس كمتر باشد ، كيفرش نيز كمتر خواهد بود و . . . : « آنگاه اعمال خود را در مقابل خود بيابند و پروردگار تو بر كسى ستم نمىكند » . « 1 »
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا * ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا .
مراد از ورود در اينجا ، ديدن و مشاهده كردن است ؛ زيرا مؤمنان از آتش دورند ، چنانكه خدا مىگويد : « كسانى كه پيش از اين مقرر كردهايم كه به آنها نيكويى كنيم ، از جهنم بهكنارند » . « 2 » وانگهى ، عذاب شخص فرمانبردار با عدالت و بخشش خداوند در تضاد است . معناى آيه چنين است : هيچكس نيست ، مگر آنكه
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 49 .
( 2 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 101 .