حتّى اگر وفاى بهعهد مستلزم زيان مادّى باشد ، چرا كه زيان دينى بالاتر است . در روايت آمده است : وفاى به پيمان از نشانههاى پيروان دين است ؛ و مشهور است كه هركس وفا ندارد دين ندارد . اينجانب سخنانى را دربارهء وفا خواندم و مطالب زير را از ميان آنها گلچين كردم :
« كسى كه پيامد خلف وعده را بر دوش شرايط بار مىكند ، تلاش مىكند تا از اتهاماتى كه بر خودش وارد است بگريزد و به همين دليل ، شرايط را متهم مىكند . وفا واژهء زيبايى است كه گوش را نوازش مىدهد و زندگى را خوش آيند مىسازد .
مقصود از وفا ، وفاى به خانواده ، دوستان ، كار ، اصول ، ميهن و بالاخره وفاى به تمام بشريت است . وفا موجب مىشود كه تو زندگى را دوست بدارى . نيرنگ سبب مىشود كه تو از زندگى نفرت داشته باشى . معناى وفا به خانواده و دوستان آن است كه بدون چشمداشت براى آنان كار كنى و وفاى به ميهن آن است كه در صورت نياز ، به خاطر حفظ آن فداكارى نمايى » .
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيًّا .
خداوند ادريس را به راستگويى و نبوت ستايش مىكند .
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا .
مراد از مكان در اينجا ، مقام و منزلت است .
برخى مىگويند : خداوند او را به آسمان چهارم بالا برد . ديگران مىگويند : بلكه به آسمان ششم . البتّه ، با حدس و گمان چنين ادّعا مىكنند . در برخى از تفاسير آمده است كه ادريس جد پدرى نوح است و او نخستين كسى است كه لباس دوخت و خط نوشت و به ستارگان نگاه كرد و حساب را آموخت . ما نمىدانيم مفسران اين اطلاعات را از كجا بهدست آوردهاند . اديب مشهور ، توفيق حكيم مصرى نمايشنامهاى دارد به نام ازيس و گفته است : ازيس همسر اوزريس است كه ملك تيفون او را تنبيه كرد . گفته مىشود : اوزريس ، همان ادريس است كه قرآن بدان اشاره كرده است . تمامى اين نظرگاهها ، حدس و گمان است .