تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنا .
هنگامى كه كافران ، عذاب را در روز قيامت مىبينند ، مىگويند : « اى پروردگار ما ، ديديم و شنيديم . اكنون ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم كه اينك به يقين رسيده‌ايم » . « 1 » درحالىكه اين كافران قبلا وقتى كه به حق فراخوانده مىشدند ، مىگفتند : « دل‌هاى ما از آنچه ما را بدان دعوت مىكنى در پرده است و گوش‌هامان سنگين است » . « 2 »
لكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ .
مراد از يوم در اين‌جا ، روز قيامت است و مقصود از ضلال ، عذاب مىباشد ؛ زيرا در آن روز نه راهى به‌سوى هدايت است و نه راهى به سوى گمراهى ، بلكه تنها بازپرسى و پاداش است و بس .
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ .
خطاب « أنذرهم » براى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است و مراد از
« يَوْمَ الْحَسْرَةِ » ،
روز قيامت مىباشد . روز قيامت را بدين سبب « روز حسرت » مىنامند كه شخص گناهكار در آن روز مىگويد :
يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ
« 3 » اى حسرتا بر آنچه در كار خدا كوتاهى كردم و از مسخره‌كنندگان بودم » . در آن‌روز ، كار به پايان مىرسد ؛ زيرا نه استعفا وجود دارد و نه بازگشت . هم‌اكنون آنان در غفلت به‌سر مىبرند ، در حالىكه مىتوانند از كفر و گمراهىشان برگردند و از خدا آمرزش بطلبند ؛ لكن آنها چنين نكردند و كوركورانه به سركشى خود ادامه دادند . جملهء
« وَ هُمْ لا يُؤْمِنُونَ »
بدين معناست كه خدا مىگويد : آنها سخن ما را مبنى بر اين‌كه به‌زودى برانگيخته خواهند شد ، تصديق نمىكنند ، بلكه سرهاى خود را برمىگردانند و ريشخند مىكنند .
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ .
زمين و آنچه در آن است از آن خدا مىباشد و جز او كسى مالك چيزى نمىباشد . انسان در زمين ماندنى نيست و هميشه باشندهء آن نمىباشد و هرچيزى كه در اختيار دارد ، امانتى است كه در برابرش
هامش
( 1 ) . سجده ( 32 ) آيهء 12 . ( 2 ) . فصلت ( 41 ) آيهء 5 . ( 3 ) . زمر ( 39 ) آيهء 56 .