تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
الآيه : نشانه . سويّا : درست و سالم از هرگونه آفتى . المحراب : مصلّى ، جايگاه نماز .

اعراب

« اسْمُهُ يَحْيى » ،
مبتدا و خبر و جمله صفت براى « غلام » است . « أنّى » خبر مقدم براى « يكون » است . « سويّا » حال از ضمير متكلّم است .
« أَنْ سَبِّحُوا » .
« أن » مفسّره به معناى أى مىباشد .

تفسير

يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا .
خداوند دعاى زكريا را اجابت كرد و به او مژده داد كه به زودى پسرى برايش زاده خواهد شد و خداوند نام او را يحيى نهاده است . او در صلب پدرش مىباشد و پيش از وى كسى به اين نام نبوده است . برخى مىگويند : يحيى همان يوحنّا مىباشد كه در نزد مسيحيان به معمدانى معروف است .
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا .
اين سخن زكريا به معناى استبعاد اين واقعه نيست ، بلكه از باب بزرگداشت و سپاس نعمت‌هاى خداوند و قدرت اوست كه از مرز سنت‌ها و عادت‌ها عبور كرده است ؛ زيرا او پيرمردى سالخورده و همسرش پيرزنى نازا مىباشد . باوجوداين ، خداوند به وى نعمت فرزند را عطا مىكند .
قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً .
گويندهء هر دو سخن يكى است و او خداوند تعالى است ؛ يعنى خدا به زكريا مىگويد :
« قالَ رَبُّكَ . . . »
بسيارى از مؤلفان مسلمان نيز از اين روش پيروى كرده‌اند ؛ براى نمونه ، يكى