الشقى : در اينجا مراد ، نااميد است ؛ يعنى پيش از اين در دعايم و خواستنم از تو ، مرا نااميد نكردى .
الموالى : خويشاوندان پدرى .
من ورائى : پس از من .
وليّا : وارث .
رضيّا : پسنديده در نزد خودت .
اعراب
« ذكر » خبر براى مبتداى محذوف است : هذا ذكر . « عبده » مفعول براى رحمت است ؛ زيرا معنايش چنين است : إنّ ربّك رحم عبده ؛ پروردگارت بندهاش را رحمت كرد . و يا مفعول است براى فعل محذوف : أعني عبده . « زكريا » بدل از « عبده » است .
« شيبا » تميز است كه در اصل فاعل بوده است ؛ زيرا بدين معناست : اشتعل شيب الرّأس ؛ علايم پيرى در سر هويدا شد .
تفسير
كهيعص .
نظير اين حروف با تفسيرش در اوّل سورهء بقره بيان شد .
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا .
خدا در اين آيات براى پيامبرش محمّد صلّى اللّه عليه و إله حكايت مىكند كه چگونه بنده و پيامبرش زكريا را مورد رحمت قرار داده و فرزند وى ، يحيى را به او عطا كرده است . زكريا از نژاد سليمان بن داوود است كه با خالهء مريم ازدواج كرده بود و سرپرستى او را به عهده داشت . در تفسير آيهء 38 سورهء آل عمران ، جلد دوم به اين موضوع اشاره شد . برخى مىگويند : زكريا نجار بوده است .
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا ؛
او پنهانى خدا را خواند .
قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا .