السلام : امان .
اعراب
« بقوة » متعلّق به محذوف ، حال از « يحيى » است . « صبيا » حال است . « حنانا » عطف بر « الحكم » و « برّا » عطف بر « تقيّا » است .
تفسير
يا يَحْيى .
خداى سبحان بهجاى اينكه بگويد : يحيى زاده شده است و او به مرحلهاى رسيده كه مىانديشد و آنچه را كه به وى گفته شود مىفهمد و مىتواند به تورات عمل كند ، به اين ندا ( يا يحيى ) بسنده كرده است . تورات كتابى است كه خداوند به او عنايت كرده و گفته است :
« خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ » ؛
اين كتاب را با نيرومندى بگير ؛ يعنى با جدّيت و اخلاص بدان عمل كن . آنگاه خداوند يحيى را با سه ويژگى توصيف مىكند :
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا * وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً وَ كانَ تَقِيًّا * وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا .
منظور از دادن حكم در اوان كودكى آن است كه او را در آغاز عمرش از دانايى در دين برخوردار كرديم و اين نعمتى است كه خداوند آن را تنها به يحيى داده است ، چنانكه اين ويژگى را هم به او عطا كرده كه از پدر و مادرى سالخورده بهدنيا آمده و خداوند هركه را بخواهد به رحمتش اختصاص مىدهد . در برخى از روايات آمده است كه روزى بچهها به يحيى گفتند : بيا باهم بازى كنيم . او گفت : ما براى بازى آفريده نشديم . بياييد به نماز برويم .
الحنان : مهربانى به بندگان . الزكاه : پاكى و قداست . التقوى : اطاعت از خداوند . البرّ بالوالدين : ضدّ عاق شدن است . جملهء
« وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا » ،
عطف تفسيرى است ؛ زيرا كسى كه پاكيزه و پرهيزگار است ، ستمگر و گردنكش نيست .