الفقه : فهميدن .
الوقر : سنگينى در شنيدن .
الموئل : پناهگاه .
اعراب
مصدر برگرفته از
« أَنْ يَفْقَهُوهُ »
مفعول من اجله است براى « جعلنا » : مخافة أن يفقهوه . « وقرا » ، مفعول براى فعل محذوف است : و جعلنا فى آذانهم وقرا . « إذا » حرف جواب و جزاء است . « تلك » مبتدا و « القرى » عطف بيان و « أهلكناهم » خبر مىباشد . نيز جايز است كه « تلك » مفعول براى فعل محذوفى باشد كه فعل موجود آن را تفسير مىكند : و أهلكنا تلك القرى أهلكناهم .
تفسير
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ .
خداى سبحان ، دلايل وجود و نيز وجوب فرمانبردارى از خودش را با شيوههاى گوناگون بيان كرده و براى اين منظور مثلهاى فراوان زده است و نيز انسان را به كار نيك فرمان داده و از كار زشت بازداشته و نسبت به مخالفت با امر و نهى خود و پافشارى بر گناه هشدار داده است و اينكه او بايد از گناهان گذشتهء خويش توبه كند . لكن انسان از فرمان خدا روى برتافته و خود را بهوسيلهء گناه و دشمنىاش به هلاكت انداخته است .
إِنَّا جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً .
نظير اين آيه با تفسيرش در آيهء 25 سورهء انعام ، جلد سوم و آيهء 46 سورهء اسراء بيان شد .
وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً .
آنان هرگز هدايت نمىشوند . چگونه هدايت شوند ؟ درحالىكه ما بر دلهايشان پرده قرار داديم و گوشهايشان را ناشنوا