نسلها تعداد مورد نظر را حفظ مىكند ، بهگونهاى كه تعداد نسل جديد به اندازهء تعداد نسل پيشين است و هيچگونه كم و زياد نمىشود . جامعهء سلولها از انفجار جمعيت كه جوامع انسانى از آن رنج مىبرند ، رنج نمىبرد . شگفت اين جاست و شگفتآور نخواهد بود كه از سلولهاى نخاع بزرگ ، چندين نوع گلبول خون توليد شود كه از لحاظ شكل ، نوع و وظيفه با يكديگر متفاوتند . برخى قرمز ، برخى سفيد ، برخى جنگنده و برخى صلح آورند . بنابراين ، چگونه نژادهاى مختلف از يك نژاد بهوجود مىآيند ؟ چگونه ممكن است كه زرّافه نسلى را بهوجود آورد كه برخى روباه ، برخى فيل و برخى تمساح باشند ؟ بهطور خلاصه ، اكنون سلول به صورت ستارهء پژوهش علمى و روش نو آن درآمده است و چهبسا تنها راه پىبردن به اسرار زندگى » .
آيا به اين اعجاز مىنگريد ؟ آفريدهاى كه از لحاظ كوچكى به اندازهاى است كه جز با ميكروسكوپى كه حجم را هزار برابر و يا بيشتر مىكند ديده نمىشود و گشودن و پاره كردن آن ، جز بهوسيلهء نيشتر نورى ، يعنى اشعهء نور امكانپذير نيست ، نسبت مو به آن همچون نسبت فيل به ذرّه است . امّا با وجود اين اندازهء كوچك ، اين موجودى كه چشم نمىتواند آن را ببيند كاملا همانند انسان از اعضا ، رگها ، پردهها و . . . برخوردار است . وانگهى افراد همين آفريدهء شگفتانگيز ، جامعهاى را تشكيل مىدهد كه در بدن انسان سكونت دارد و تعدادش به ميلياردها تن مىرسد و مجموع آنان تنها چهار ماه زندگى مىكنند و آنگاه پس از اين مجموعه ، مجموعهاى مىآيد كه تعداد افرادش به اندازهء افراد پيشين است ، نه يك فرد كم و نه يك فرد زياد . آنگاه مجموعهء ديگرى مىآيد و به همين ترتيب . . . ادامه دارد . بنابراين ، آيا اين يك تصادف است ؟ و آيا تصادف ميلياردها بار تكرار مىشود ؟ و آيا اعضا ، رشتهها و پردههاى سامان يافته و منظم بهطور تصادفى آمدهاند ؟ آيا افزايش و يا كاهش نيافتن تعداد تصادفى است ؟ آيا پديد آمدن چيزهايى كه متضاد يكديگرند از يك چيز ، تصادف است ؟ تمام اين پرسشها و پرسشهاى ديگر همچنان نياز به پاسخ دارند .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٣٣