است كه خداوند آنها را به فرمان خود به وجود مىآورد و آن اينكه به چيز مىگويد :
« موجود شو پس موجود مىشود » . به بيانى روشنتر اشيا بر دو نوعند : نوع اوّل آن است كه خداوند آن را از طريق عوامل طبيعى به وجود مىآورد ؛ همانند بدن انسان و ديگر موجودات مادى . نوع دوم آن است كه صرفا از طريق صدور يك فرمان آن را به وجود مىآورد و اين فرمان عبارت است از : واژهء « كن » ، يعنى موجود شو . روح از نوع دوم است و آيه آشكارا بر اين موضوع دلالت دارد ؛ زيرا واژهء امر در آيهء
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي »
به امرى اشاره دارد كه در اين آيه آمده است :
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » .
« 1 »
تجربه اين حقيقت را ثابت كرده است و كسانى كه در اين زمينه تخصص دارند و با صرف سالها وقت دربارهء زندگى تحقيق كردهاند ، بدان ايمان دارند . آنان زمانى به اين حقيقت ايمان آوردند كه متوجه شدند ، عامل مستقيم زندگى به هيچ روى خود ماده نيست و اگر زندگى از ماده سرچشمه مىگرفت ، آنان مىتوانستند اين زندگى را در كارخانهها و آزمايشگاههاى خود بسازند . البته تلاش كردند كه اين كار را بكنند ، لكن موفق نشدند .
« وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا » .
هراندازه كه كارخانههايتان ، صنايع شگفتآورى را بيرون دهند ، بازهم در مقايسه با آفرينش يك سلول از سلولهاى مگس ، چيزى به شمار نمىرود ، چه رسد به خود مگس . « اى مردم ! مثلى زده شد . بدان گوش دهيد .
كسانى كه آنها را به جاى اللّه به خدايى مىخوانيد ، اگر همه گردآيند مگسى را نخواهند آفريد و اگر مگسى چيزى از آنها بربايد بازستاندنش را نتوانند . طالب و مطلوب هردو ناتوانند » . « 2 » در اينباره در تفسير آيهء 95 سورهء انعام ، جلد سوم سخن گفتيم .
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 82 .
( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 73 .