ندانم از چه سبب رنگ آشنايى نيست * سهىقدان « 1 » سيهچشم ماه سيما را
جز اينقدر نتوان گفت در جمال تو عيب « 2 » * كه خال مهر و وفا نيست روى زيبا را
بشكر صحبت اصحاب و آشنائى بخت * به ياد دار غريبان دشت و صحرا را
در آسمان نه عجب گر ز گفتهء حافظ * سرود « 3 » زهره برقص آورد مسيحا را
[ لطف باشد گر نپوشى از گداها ، روت را ]
7 * [ 1 ] شماره مسلسل 7
لطف باشد گر نپوشى از گداها ، روت را « 4 » * تا بكام دل ببيند ديدهء ما ، روت « 5 » را
همچو هاروتيم « 6 » دايم در بلاى عشق زار * كاشكى هرگز نديدى ديدهء ما ، روت « 7 » را
كى شدى هاروت « 8 » در چاه زنخدانش اسير * گر نگفتى شمهاى از حسن او ماروت « 9 » را
بوى گل برخاست گوئى در چمنها ، روت « 10 » بود * بلبلان مستند گوئى ديده چون ما ، روت « 11 » را
تا بكى با تلخى هجر تو سازد اى صنم * روى بنما تا ببيند حافظ ما ، روت « 12 » را
هامش
( 1 ) راست - درست - تازه و جوان
( 2 ) اين مصرع از سعدى است كه تضمين شده است
( 3 ) در بعضى نسخ بجاى سرود ، « سماع » كه بمعنى آواز است ذكر شده و زهره ستاره مخصوص نوازندگان و خوانندگان مىباشد ضمنا در چاپ قزوينى در مصرع اول بجاى ( ز گفته حافظ ) بگفته حافظ ديده شد .
( 4 ) « روت » كه در مصرع اول و دوم و چهارم و هفتم و هشتم و دهم ذكر شده يعنى « روى تو »
( 5 ) « روت » كه در مصرع اول و دوم و چهارم و هفتم و هشتم و دهم ذكر شده يعنى « روى تو »
( 6 ) هاروت و ماروت دو ملائكه بودهاند كه مدعى شدند اگر خداوند مثل بشر به آنها شهوت بدهد همچنان پارسا باقى خواهند ماند ولى چون بر زمين آمدند شهوت بر آنها غلبه كرد و مرتكب خطا شدند و مغضوب درگاه خداوند واقع و در بابل در چاهى زندانى گرديدند و معروف بهاروت و ماروت بابلى شدند .
( 7 ) « روت » كه در مصرع اول و دوم و چهارم و هفتم و هشتم و دهم ذكر شده يعنى « روى تو »
( 8 ) هاروت و ماروت دو ملائكه بودهاند كه مدعى شدند اگر خداوند مثل بشر به آنها شهوت بدهد همچنان پارسا باقى خواهند ماند ولى چون بر زمين آمدند شهوت بر آنها غلبه كرد و مرتكب خطا شدند و مغضوب درگاه خداوند واقع و در بابل در چاهى زندانى گرديدند و معروف بهاروت و ماروت بابلى شدند .
( 9 ) هاروت و ماروت دو ملائكه بودهاند كه مدعى شدند اگر خداوند مثل بشر به آنها شهوت بدهد همچنان پارسا باقى خواهند ماند ولى چون بر زمين آمدند شهوت بر آنها غلبه كرد و مرتكب خطا شدند و مغضوب درگاه خداوند واقع و در بابل در چاهى زندانى گرديدند و معروف بهاروت و ماروت بابلى شدند .
( 10 ) « روت » كه در مصرع اول و دوم و چهارم و هفتم و هشتم و دهم ذكر شده يعنى « روى تو »
( 11 ) « روت » كه در مصرع اول و دوم و چهارم و هفتم و هشتم و دهم ذكر شده يعنى « روى تو »
( 12 ) « روت » كه در مصرع اول و دوم و چهارم و هفتم و هشتم و دهم ذكر شده يعنى « روى تو »
[ 1 ] پاورقى غزل 7 - گويند اين غزل از حافظ شانهتراش است ( پژمان ) ولى قدسى و سودى هر دو آن را از حافظ دانستهاند .