تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩

3 - در ماده‌تاريخ فوت قاضى مجد الدين اسماعيل

مجد دين سرور و سلطان قضات اسماعيل * كه زدى كلك زبان‌آورش از شرع نطق ناف هفته بد و از ماه رجب پنجم روز * كه برون رفت از اين خانهء بىنظم و نسق كنف رحمت حق منزل او دان وانگه * سال تاريخ وفاتش طلب از « رحمت حق »
756

4 - در ماده‌تاريخ قتل خواجه قوام الدين محمد صاحب عيار وزير شاه شجاع

اعظم قوام دولت و دين آنكه بر درش * از بهر خاك‌بوس نمودى فلك سجود با آن جلال و آن عظمت زير خاك شد * در نصف ماه ذىالقعده از عرصهء وجود تا كس اميد جود ندارد دگر ز كس * آمد حروف سال وفاتش « اميذجود « 1 » »
764

5 - در ماده‌تاريخ فوت شيخ بهاء الدين عثمان كوه‌كيلويه‌اى از بزرگان علماى شافعى ، قاضى زمان شاه شجاع

بهاء الحق و الدين طاب مثواه « 2 » * امام سنت و شيخ جماعت چو مىرفت از جهان اين بيت مىخواند * بر اهل فضل و ارباب براعت به طاعت قرب ايزد مىتوان يافت * قدم در نه گرت هست استطاعت بدين دستور تاريخ وفاتش * برون آر از حروف « قرب طاعت »
782

6 - در ماده‌تاريخ فوت برادر حافظ ، خواجه عادل

برادر خواجه عادل طاب مثواه « 3 » * پس از پنجاه و نه سال از حياتش بسوى روضهء رضوان سفر كرد * خدا راضى ز افعال و صفاتش « خليل عادلش » پيوسته بر خوان 775 * وز آنجا فهم كن سال وفاتش
هامش
( 1 ) اميذ ، با ذال ( 2 ) كه خوش باد خوابگاه ابديش . ( 3 ) كه خوش باد خوابگاه ابديش .