تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق * دريادلى بجوى دليرى سرآمدى جانش نثار كردمى آن دلنواز را * گر همچو روح جلوه‌كنان در برآمدى گر ديگرى بشيوهء حافظ زدى رقم * مقبول طبع شاه هنرپرور آمدى

[ شد بهار و گذشت موسم دى ]

18 * [ 1 ] شماره مسلسل 629
شد بهار و گذشت موسم دى * مىتوان كرد فكر شاهد و مى مگذران عمر بىمى و ساقى * آگهى گر ز چرخ و گردش وى سوى من يار آمد و بگذشت * رفت بر باد عمر من هىهى زير اين قصر صدهزار گذشت * همچو كاووس و قيصر و جم و كى دل به دنيا مبند اگر مردى * زانكه دنياست شيئه لا شى « 1 » يار با ماست روز و شب حافظ * همچو جانى كه هست در رگ و پى

[ 440 سحر با باد مىگفتم حديث آرزومندى ]

19 شماره مسلسل 630
سحر با باد مىگفتم حديث آرزومندى * خطاب آمد كه واثق شو به الطاف خداوندى قلم را آن زبان نبود كه سرّ عشق گويد باز * وراى حدّ تقريرست شرح آرزومندى دل اندر زلف ليلى بند و كار از عقل مجنون كن * كه عاشق را زيان دارد مقامات خردمندى الا اى يوسف مصرى كه كردت سلطنت مغرور * پدر را بازپرس آخر كجا شد مهر فرزندى بسحر غمزهء فتّان دوابخشى و دردانگيز * بچين زلف مشك‌افشان دلاويزى و دلبندى جهان پير رعنا را مروت در جبلت نيست * ز مهر او چه مىپرسى در و همت چه مىبندى همائى چون تو عاليقدر حرص استخوان تا كى * دريغ آن سايهء دولت كه بر مردار افكندى « 2 »
هامش
( 1 ) چيزى ناچيز است . ( 2 ) در بعضى نسخ بجاى « مردار » ، « نااهل » ذكر شده است و غرض از « هما » مرغ شكارى مردار خوار است كه معروف به مرغ سعادت مىباشد و منظور از « سايه دولت » ، « سايه هما » است
[ 1 ] پاورقى غزل 18 - غزل فوق در يكتائى مشاهده شد .