كلك حافظ شكرين ميوه نباتيست بچين * كه درين باغ نبينى ثمرى بهتر ازين
[ ديدهام تا ديد حسن طلعت آن نازنين ]
34 * [ 1 ] شماره مسلسل 578
ديدهام تا ديد حسن طلعت آن نازنين * رفت بر باد آن همه تقوى و زهد و عقل و دين
سرو گلرويم اگر روزى خرامد در چمن * سرو از پا اوفتد بر خاك و گل گردد حزين
اهل جنت گر ببيند طلعت زيباى دوست * حور رضوان « 1 » و ار خواهد گفت به روى آفرين
تير مژگان غرقهء خون مىكند عشاق را * گوشه گير اى دل چو آن ابرو كمان سازد كمين
چشم بددل گفت يا رب از جمالش دور باد * گفت بهر اين دعا آمين بسى روح الامين « 2 »
هر كه ديد آن روى و قامت گفت از حسرت بدل * آفتابى بر سر سروى كه ديد اندر زمين
گوشهء محراب ابرويش چو طاعت خانهايست * غسل اگر در اشك كردى حافظا آنجا نشين
هامش
( 1 ) رضوان - هم دربان در بهشت و هم خود بهشت را گويند
( 2 ) جبرئيل
[ 1 ] پاورقى غزل 34 - اين غزل را يكتائى در ديوان آورده و مدعيست كه از حافظ نمىباشد و نمىگويد از كيست .