دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع * گرچه دربانى ميخانه فراوان كردم
اينكه پيرانهسرم صحبت يوسف بنواخت * اجر صبريست كه در كلبهء احزان كردم
گر بديوان غزل صدر نشينم چه عجب * سالها بندگى صاحب ديوان كردم
هيچكس را نرسد در خم محراب فلك * آن تنعم كه من از همت سلطان كردم « 1 »
صبحخيزى و سلامتطلبى چون حافظ * هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم
[ 320 ديشب بسيل اشك ره خواب مىزدم ]
12 شماره مسلسل 466
ديشب بسيل اشك ره خواب مىزدم * نقشى به ياد خط تو بر آب مىزدم
روى نگار در نظرم جلوه مىنمود * وز دور بوسه بر رخ مهتاب مىزدم
ابروى يار در نظر و خرقه سوخته * جامى به ياد گوشهء محراب مىزدم
چشمم به روى ساقى و گوشم بقول چنگ * فالى به چشم و گوش درين باب مىزدم
نقش خيال روى تو تا وقت صبحدم * بر كارگاه ديدهء بىخواب مىزدم
هر مرغ فكر كز سر شاخ سخن بجست « 2 » * بازش ز طرهء تو بمضراب مىزدم
ساقى بصوت اين غزلم كاسه مىگرفت * مىگفتم اين سرود و مى ناب مىزدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و كام * بر نام عمر و دولت احباب مىزدم
[ 321 هر چند پير و خستهدل و ناتوان شدم ]
13 شماره مسلسل 467
هر چند پير و خستهدل و ناتوان شدم * هرگه كه ياد روى تو كردم جوان شدم
شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا * بر منتهاى همت خود كامران شدم
هامش
( 1 ) اين بيت در سودى چنين است :هيچ حافظ نكند در خم محراب فلك * آن تنعم كه من از دولت قرآن كردم( 2 ) در بعضى نسخ بجاى « سخن بجست » ، « طرب پريد » آمده