تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه حافظ ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع * گرچه دربانى ميخانه فراوان كردم اينكه پيرانه‌سرم صحبت يوسف بنواخت * اجر صبريست كه در كلبهء احزان كردم گر بديوان غزل صدر نشينم چه عجب * سالها بندگى صاحب ديوان كردم هيچ‌كس را نرسد در خم محراب فلك * آن تنعم كه من از همت سلطان كردم « 1 » صبح‌خيزى و سلامت‌طلبى چون حافظ * هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم

[ 320 ديشب بسيل اشك ره خواب مىزدم ]

12 شماره مسلسل 466
ديشب بسيل اشك ره خواب مىزدم * نقشى به ياد خط تو بر آب مىزدم روى نگار در نظرم جلوه مىنمود * وز دور بوسه بر رخ مهتاب مىزدم ابروى يار در نظر و خرقه سوخته * جامى به ياد گوشهء محراب مىزدم چشمم به روى ساقى و گوشم بقول چنگ * فالى به چشم و گوش درين باب مىزدم نقش خيال روى تو تا وقت صبحدم * بر كارگاه ديدهء بىخواب مىزدم هر مرغ فكر كز سر شاخ سخن بجست « 2 » * بازش ز طرهء تو بمضراب مىزدم ساقى بصوت اين غزلم كاسه مىگرفت * مىگفتم اين سرود و مى ناب مىزدم خوش بود وقت حافظ و فال مراد و كام * بر نام عمر و دولت احباب مىزدم

[ 321 هر چند پير و خسته‌دل و ناتوان شدم ]

13 شماره مسلسل 467
هر چند پير و خسته‌دل و ناتوان شدم * هرگه كه ياد روى تو كردم جوان شدم شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا * بر منتهاى همت خود كامران شدم
هامش
( 1 ) اين بيت در سودى چنين است :هيچ حافظ نكند در خم محراب فلك * آن تنعم كه من از دولت قرآن كردم( 2 ) در بعضى نسخ بجاى « سخن بجست » ، « طرب پريد » آمده