[ نسبت رويت اگر با ماه و پروين كردهاند ]
109 * [ 1 ] شماره مسلسل 251
نسبت رويت اگر با ماه و پروين كردهاند * صورتى ناديده تشبيهى بتخمين كردهاند
شمهاى از داستان عشق شورانگيز ماست * آن حكايتها كه از فرهاد و شيرين كردهاند
نكهت جانبخش دارد خاك كوى گلرخان * عارفان زانجا مشام عقل مشكين كردهاند
خاكيان بىبهرهاند از جرعه كاس الكرام « 1 » * اين تطاول بين كه با عشّاق مسكين كردهاند
شهپر زاغ و زغن زيباى صيد و قيد نيست * كاين كرامت همره شهباز و شاهين كردهاند
ساقيا مى ده كه با حكم ازل تدبير نيست * قابل تغيير نبود آنچه تعيين كردهاند
از خرد بىبهره شو چون جانش اندر بر بكش * دختر رز را كه نقد عقل كابين كردهاند
در سفالين كاسهء رندان به خوارى منگريد * كاين حريفان خدمت جام جهانبين كردهاند
تير مژگان دراز و غمزهء جادو نكرد * آنچه آن زلف دراز و خال مشكين كردهاند
يك شكر « 2 » انعام ما بود و لبت رخصت نداد * هم تو انصافش بده شيرين لبان اين كردهاند
شاهدان از آتش رخسار رنگين دمبهدم * زاهدان را رخنها اندر دل و دين كردهاند
شعر حافظ را كه يكسر مدح احسان شماست * هر كجا بشنيدهاند از لطف تحسين كردهاند
[ اى دولت گوئى كه بميدان تو يابند ]
110 * شماره مسلسل 252
اى دولت گوئى كه بميدان تو يابند * فرخنده هر آن سر كه بچوگان تو يابند
خاك ره بادى تن آتشزده كو را * گهگه گذرى بر سر ايوان تو يابند
چون گمشده دلها به شبستان تو جويند * درهم زده در زلف پريشان تو يابند
هركس كه در ايام تو عمرش بسرآمد * خاكش شده در وادى هجران تو يابند
هر دل كه جنون از سر گيسوى تو گيرد * در سلسلهء زلف سرافشان تو يابند
هامش
( 1 ) كاس الكرام - كاس بمعنى كاسه و جام شراب و كرام جمع كريم و بالاخره بمعنى جام كرامتمندان است .
( 2 ) يك بوسه
[ 1 ] پاورقى غزل 109 - اين غزل را هاشم رضى با كسر مطلع و مقطع و چند بيت ديگر قطعه دانسته است ، ضمنا مصرع دوم بيت دوم با تغيير مختصرى در غزل 107 آمده است .